مقاله مقایسه شاخص قدرت نسبی با میانگین متحرک همگرا واگرا روش تحلیل تکنیکال در


در حال بارگذاری
23 اکتبر 2022
فایل ورد و پاورپوینت
2120
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

  مقاله مقایسه شاخص قدرت نسبی با میانگین متحرک همگرا واگرا روش تحلیل تکنیکال در دارای ۱۳۲ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مقایسه شاخص قدرت نسبی با میانگین متحرک همگرا واگرا روش تحلیل تکنیکال در  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله مقایسه شاخص قدرت نسبی با میانگین متحرک همگرا واگرا روش تحلیل تکنیکال در،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن مقاله مقایسه شاخص قدرت نسبی با میانگین متحرک همگرا واگرا روش تحلیل تکنیکال در :

مقدمه:
امروزباگسترش روزافزون تجارت الکترونیک امکان سرمایه گذاری در بازارهای سراسر جهان فراهم وانجام معاملات الکترونیکی تبدیل به بخش مهمی از ساز وکار بازارهای معتبر جهانی شده است.
بازارهای مورد بحث نه تنها شامل بازارهای سهام بلکه بازارهای نفت وفلزات غیر اهنی بازارهای محصولات کشاورزی، بازارهای پولی و;رانیز دربر می گیرد .

اصولابرای کسب سود در این بازار گسترده جهانی، نیاز به اطلاعات تخصصی وپیچیده کارشناسی ،امر لازم وضروری به نظر می رسد.
بنابراین توجه به گستردگی بازارجهانی ،استفاده از ابزارهایی که با در اختیار داشتن کمترین اطلاعات بتواند بیشترین نتایج را حاصل کنند بسیار مطلوب به نظر می رسد.
روشهای بسیاری توسط فعالان بازار ابداع شد که به سرمایه گذاران کمک کند تا بتوانند باتصمیم گیری درست بازده بهتری را از سرمایه خود کسب کنند.یکی از روشهای سرمایه گذاری که به صورت گسترده مورد توجه سرمایه گذاران قرارگرفته روش سرمایه گذاری تکنیکال است . در داخل کشور نیز خصوصا در سالهای اخیربسیاری ازسرمایه گذاران به روشهای تکنیکال توجه ویژه ای نشان می دهند.به تحلیل گران تکنیکال چارتیست می گویند.چارتیستها سعی می کنند،با استفاده روند و قیمتهای گذشته سهام برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری آتی استفاده کنند (زو و زهو،۲۰۰۹ ،ص۵۵۴-۵۱۹) .

فصل اول
کلیات تحقیق

۱-۱ مقدمه
دوشاخصی که در بازار سرمایه توسط بسیاری از فعالان بازار مورد استفاده قرار می گیرد،شامل شاخص قدرت نسبی ،میانگین متحرک همگرا واگرا)سه گانه) می باشد. دلیل انتخاب مقایسه این دو شاخص هم استفاده زیاد آنها توسط فعالان بازار می باشد.یکی از اشکالاتی که به میانگین متحرک همگرا واگراگرفته می شود ،تاخیردر ارسال سیگنال برای خرید وفروش سهام است . زیرا در اکثر موارد زمانی سیگنال را ارسال می کند که قیمت سهم مقدار زیادی از روند ا

فزایشی خود را طی کرده است برای رفع کردن این اشکال ،میانگین متحرک همگرا واگرادو گانه وسه گانه ابداع شد . که دراین تحقیق از میانگین همگرا واگرا سه گانه استفاده شده است.میانگین همگرا واگرا( سه گانه) به دلیل اینکه زودترازمیانگین همگراواگرا ،ومیانگین همگراواگرا)دو گانه( سیگنا ل خرید وفروش ارسال می کند،درسالهای اخیر مورد توج

ه سرمایه گذاران بازار سهام قرارگرفته است. این تحقیق درصدد آن است که بازده و ریسک این دو روش رادر گروه فلزات اساسی در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی ومقایسه قرار دهد تا به سرمایه گذاران وفعالان بازار در تصمیم گیریهای آتی کمک کند.

سال محقق یافته ها
۱۹۹۳ لویچ وتوماس روشهای تکنیکال می تواند در بازار ارز به سود آوری منجر شود
۱۹۹۶ هاتسون وهمکاران متوجه سودآوری روشهای تکنیکال در بورس لندن شدن
۱۹۹۷ ونگ در بورس هنگ کنک میانگین متحرک باعث سود آوری می شود
۱۹۹۹ سالیوان وهمکاران روش خرید نگهداری بازده بیشتر از روشهای تکنیکال دارد
۲۰۰۲ تیان وهمکاران بررسی قواعد تکنیکال در بازار چین وایالات متحده ومتوجه شدن در بازار چین همچنان کارایی دارد
۲۰۰۲ کوان وکیش میانگین متحرک، مومنتوم وحجم بازده بیشتر از خرید نگهداری ایجاد می کنند
۲۰۰۴ آتمه وهمکاران میانگین متحرک درپیش بینی قیمت سهم می تواند مفید باشد
۱۳۸۳ سلطان زالی روشهای تحلیل تکنیکال دارای قدرت پیش بینی می باشد
۱۳۸۴ الیاس حیدری میانگین متحرک به بازده اضافی منجر نمی شود
۱۳۸۵ حسنعلی وجوادخان بابایی هردو روش میانگین متحرک ساده دوگانه وخرید نگهداری مفید هستند
۲-۱ تاریخچه مطالعاتی
جدول ۱-۱ نتایج یافته ها در مورد تحقیق

۳-۱بیان مسئله :
به طور کلی روش ها وفنون مختلفی در رابطه با سرمایه گذاری دربازارسهام وجود دارد که اگاهی از روش هایی که برای سرمایه گذاری امروزی موثرباشد، می تواندبه سرمایه گذاران کمک نماید تا به انچه که خواسته انها ست یعنی کسب حداکثر بازدهی به منظور افزایش ثروت دست یابند. در نتیجه باید روش هایی به کار گرفته شود که بتواند بیشترین بازدهی راداشته باشد.
در بسیاری از کتب مالی به سه دیدگاه کلی در خصوص تجزیه وتحلیل قیمت سهام اشاره شده است .که شامل روش بنیادین(فاندامنتال) ،روش تکنیکال وروش تئوری مدرن پرتفولیو می

شود.بسیاری از معامله گران معتقدندکه تلفیق نظرات بنیادی وتکنیکی در تصمیم گیری مکمل هم خواهند بودو زمینه های عمق بخشیدن به تصمیم گیری راایجاد می کند (مساح ، ۱۳۸۷، ص۲۷،۲۸) .
درروش بنیادی همان طور که ازنام روش میتوان حدس زد ،تحلیل گر تاثیر تمام عوامل راکه می تواند برقیمت یک سهم تاثیر گذار باشد،اعم ازمسایل سیاسی ،جغرافیای ،ترازنامه مالی شرکت ، دارایی های شرکت،سودچندین سال اخیر،وضعیت صنعت ،وضعیت رقبا ،قدرت مدیریت و;رابررسی کرده ودرنهایت ارزش ذاتی سهم را محاسبه می کند.
مطالعات زیادی در بورس داخل کشوردر مورد بررسی کارایی بورس تهران انجام شده که نشان دادند که بازار سهام ایران از کارایی ضعیفی برخورداراست .واین باعث تفاوت قیمت سهام با قیمت ذاتی آن شده است.
در میان روش های مختلف تجزیه وتحلیل تکنیکی یکی از رویکرد های مهم در زمینه سرمایه گذاری دربازار سرمایه می باشد (سینایی وخان بابایی،۱۳۸۵،ص۷۲)۴
تحلیل گران در روش تکنیکال با کنار گذاشتن تمام موارد بالا وپذیرش این فلسفه که تمام موارد فوق تاثیر خود را برقیمت می گذارند تنها به مطالعه روند قیمت می پردازد.

یکی ازشاخص های تحلیل تکنیکال ،شاخص قدرت نسبی است .که تحلیل گران تکنیکال از آن برای اندازه گیری سرعت تغییرات قیمت استفاده می کنند. شاخص قدرت نسبی با استفاده از قیمت های بسته شدن سهام شرایط اشباع خرید)خرید بیش از حد) واشباع فروش(فروش بیش از حد) وبه تبع آن زمان خرید وفروش را به سرمایه گذاران نشان دهد.
شاخص تکنیکال دیگری که در این پایان نامه مورد بررسی قرار می گیرد ،شاخص میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) است.در میانگین های متحرک همگرا واگرانیز مانند شاخص قدرت نسبی از قیمت های پایانی سهام استفاده می کند واز تفاوت دو میانگین نمایی با دوره بزرگتر وکوچکتر (معمولا ۲۶و۱۲روزه) ویک میانگین نمایی که معمولا ۹روزه می باشد به عنوان خط سیگنال استفاده می کنند (لطفی ودرویش ،۱۳۸۵،ص ۱۲۳) . که دراین شاخص از برخورد خط تفاوت دو میانگین نمایی وخط سیگنال زمان خرید وفروش سهم مشخص می شود .اگر خط سیگنال ازپایین به بالا قطع کند،زمان خرید ،واگر خط سیگنال را از بالا به پایین قطع کند زمان فروش است.
شاید بتوان به عنوان یک تعریف کلی تحلیل تکنیکال را مطالعه رفتار های بازار با استفاده از نمودارها ،با هدف پیش بینی اینده روند قیمتها دانست .( جان مورفی ،کتاب تحلیل تکنیکی دربازارهای

سرمایه)
درواقع یک تحلیل گر تکنیکی بابررسی روند قیمت یک سهم وتشخیص الگوهای تکرار شونده سعی در پیش بینی قیمت سهام دارد.
دراین پایان نامه با تمرکز بر روش تحلیل تکنیکال به مقایسه عملکرد دو شاخص تکنیکال پرداخته می شود. وبازده وریسک دوروش با هم مقایسه می شود.

۴-۱چارچوب نظری تحقیق :
اگربخواهیم تعریفی از روش تجزیه تحلیل تکنیکی ارائه کنیم میتوان گفت که این روش بکارگیری داده های خاصی از بازار به منظور تجزیه وتحلیل وضعیت کلی بازار سهام وسهام عادی بصورت جداگانه را شامل می شود.اغلب به این روش، روش تجزیه تحلیل بازار یا تجزیه وتحلیل داخلی نیز گفته می شود.برای اینکه در این روش از طریق ثبت داده های مربوط به سهام به بررسی عرضه وتقاضای سهام دربازار پرداخته می شود.
خوش بینی یا بد بینی افراد موجود در بازار رانشان می دهد. روش تجزیه تحلیل تکنیکی مبتنی برداده های منتشر شده ی بازار است.
داده های بازار شامل قیمت سهام یا سطح شاخص بازار ،حجم (تعداد سهام معامله شده)، وشاخص های تکنیکی است .هدف تجزیه تحلیل تکنیکی استفاده از زمان است .بعبارت دیگر هدف آن پیش بینی تغییرات قیمتی کوتاه مدت در شاخص بازار سهام وسهام بصورت جداگانه می باشد. این پیش بینی بر مطالعه بازار یا تغییرات سهام از طریق تجزیه وتحلیل داده های قیمتی وحجم مبادله سهام ،یا مطالعه شاخص های تکنیکی مبتنی است.
اساس اغلب ابزارهای تحلیل تکنیکی و قیمت گذاری اغلب کالا و خدمات ،ریشه در مفهوم عرضه وتقاضا دارد.نمودار های قیمت اوراق بهادار به ما دید بسیار خوبی از این نیروها را در عمل می دهد (چلیس و استون،۲۰۰۲ ،ص۲۲) .
سه اصل که تحلیل تکنیکال بر آن پایه گذاری شده است عبا تند از :
۱-همه عوامل اقتصادی مربوط به سهام ،در قیمتها ی بازار آنها مستتر بوده ودر این قیمتها منعکس شده اند.
۲-قیمتها براساس روند های مشخص حرکت می کنند واین روندها ادامه می یابد.
۳-بازار معمولا رفتارهای خود را تکرار می کنند (میرز، ۲۰۰۶ ،ص۱۳) .

برپایه این عقیده که تاریخ تکرار می شود،کلیدی برای پیش بینی آینده است .در واقع آینده چیزی نیست جزتکرار گذشته (فراهانی فرد و قاسمیان ،۱۳۸۴، ص۳۳)۵
دراین پایان نامه ریسک وبازده دوشاخص تکنیکی ،که شامل شاخص قدرت نسبی ومیانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) با یکدیگر مقایسه شده است .

۵-۱فرضیه های تحقیق :
فرضیه اصلی اول:
میانگین بازده سهام بااستفاده از شاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهاداربیشترازمیانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) می باشد.

فرضیه فرعی اول :
میانگین بازده سهام با استفاده ازشاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی دربورس اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بورس بیشتر از میانگین متحرک همگراواگرا (سه گانه) می باشد.
فرضیه فرعی دوم :
میانگین بازده سهام استفاده از شاخص قدرت نسبی در شرکتهای فلزات اساسی دربورس اوراق بهادار در زمان کاهش شاخص کل بورس بیشتر از میانگین متحرک همگراواگرا(سه گانه) می باشد.
فرضیه فرعی سوم :
میانگین بازده سهام بااستفاده ازشاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهادار درزمان رشد شاخص کل بورس بیشترازمیانگین بازده شاخص قدرت نسبی در زمان کاهش شاخص کل بورس اوراق بهادار می باشد.
فرضیه چهارم:
میانگین بازده سهام با استفاده از میانگین همگرا واگرا (سه گانه)در شرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بورس بیشتر از میانگین بازده میانگین همگراواگرا (سه گانه) درزمان کاهش شاخص کل بورس اوراق بهادار می باشد.
فرضیه اصلی دوم:
میانگین ریسک سهام بااستفاده از شاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهاداربیشترازمیانگین متحرک همگراواگرا(سه گانه) می باشد.
فرضیه فرعی اول:
میانگین ریسک سهام استفاده از شاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بور

س اوراق بهاداردر زمان رشد شاخص کل بورس بیشتراز میانگین متحرک همگراواگرا(سه گانه) می باشد.
فرضیه فرعی دوم :
میانگین ریسک سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهاداردر زمان کاهش شاخص کل بورس بیشترراز میانگین متحرک همگراواگرا( سه گانه) می باشد.

فرضیه فرعی سوم:

میانگین ریسک سهام بااستفاده از شاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهاداردرزمان رشد شاخص بورس بیشترازمیانگین ریسک سهام با شاخص قدرت نسبی در زمان کاهش شاخص می باشد.
فرضیه فرعی چهارم :
میانگین ریسک سهام با استفاده از میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) در شرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بیشتر از ریسک سهام با میانگین همگرا واگرا(سه گانه)در زمان کاهش شاخص کل است .

۶-۱اهمیت وضرورت تحقیق :
علت شکل گیری بازارسهام رامی توانددرپوشش دو ریسک تجاری ونقدینگی جستجو نمود .ریسک تجاری ،برخاسته از بنگاه هایی است که در معرض شوک های تولیدی قرار دارند.این ریسک باعث دلسردی سرمایه گذاران میشود که علاقه مند به سرمایه گذاری در بنگاه های تولیدی هستند اما عمدتااز ریسک و پذیرش خطراضافی گریزانند ریسک نقدینگی نیز خطر انحلال یا ورشکستگی مالکان بنگاه ها به دلیل عدم دسترسی آنهابه وجوه موردنیاز است ،بازارهای سهام ازتوانایی پوشش هردو ریسک فوق برخوردار هستند.این بازارها تعداد زیادی از بنگاه هارافرا روی سرمایه گذاران قرار می دهد،وبه این وسیله ریسک رامتنوع می کند.
قطعا در بین گسترش روشهای تحلیل که بتوان با به کارگیری انها روند حرکت اینده قیمتها را پیش بینی کرد ،میتواند گامی مثبت در جهت عملی تر کردن نحوه تصمیم گیری برای انجام معاملات باشد.
پایان نامه حاضر با هدف افزایش سطح علمی بازار واگاهی سهامداران دراستفاده ازروش های تکنیکال به مقایسه دو شاخص پرکاربرد تحلیل تکنیکال در بین سرمایه گذاران(شاخص میانگین همگرا واگرا( سه گانه) وشاخص قدرت نسبی می پردازد، تا از این طریق به سرمایه گذار در شناسایی شاخص که بازده بهتری دارد کمک کند.

۷-۱ حدود مطالعاتی
۱-۷-۱قلمرومکانی تحقیق :
قلمرومکانی تحقیق بورس اوراق بهادار تهران می باشد. وشرکتهای گروه فلزات اساسی که در سال ۱۳۸۰دربورس حضورداشته اند.وطی سال ۱۳۸۰سهامشان مورد معامله قرار گرفته باشد.

۲-۷-۱قلمرو زمانی تحقیق :
قلمرو زمانی ازابتدای سال ۱۳۸۰تا تاریخ۱۳/۹/۱۳۸۷راشامل می شود .دوره زمانی مزبور به دو قسمت تقسیم زمان افزایش شاخص از ابتدای سال ۱۳۸۰تا۲۲/۹/۱۳۸۳ وزمان کاهش شاخص یعنی ازتاریخ۲۳/۹/۱۳۸۳تا تاریخ۱۳/۹/ ۱۳۸۷راشامل می شود .کل دوره مورد بررسی شام

ل ۱۷۹۰ روز کاری بورس اوراق بهادار تهران می باشد. که از این دوره ۸۹۵روز شاخص کل بورس اوراق بهادار روندافزایشی داشته و۸۹۵روز شاخص کل بورس اوراق بهادار روند کاهشی داشته است.

۸-۱تعریف واژه های کلیدی واصطلاحات:
سرمایه گذاری :سرمایه گذاری عبارتست ازتبدیل وجوه مالی به یک یا چند نوع دارایی که

برای مدتی درزمان آتی نگهداری خواهد شد (تهرانی و نوربخش ،۱۳۸۴ ، ص۱۱) .
تحلیل تکنیکی :عبارتست است بررسی رفتارقیمت اوراق بهادار ونیز کل بازار با توجه به وضعیت عرضه وتقاضا وپیش بینی روند احتمالی قیمتها در آینده (میرز، ۲۰۰۶ ،ص۱۵) .
میانگین همگراواگرا(سه گانه ) : ازتفاوت دو میانگین متحرک نمایی (برمبنای قیمت بسته شدن سهام در هر روز )محاسبه می شود.(معمولا۲۶و۱۲روزه ) وخط سیگنال که از یک میانگین متحرک نمایی (معمولا ۹روزه در نظر گرفته می شود)تشکیل شده است. وبه ان میانگین متحرک همگرا واگرا می گویند ( لطفی و درویش ،۱۳۸۵،ص۱۲۳)۶
اگر از میانگینهای متحرک نمایی، دوبار میانگین متحرک گرفته شود میانگین متحرک همگرا واگرا (سه گانه) ایجاد می شود.
شاخص قدرت نسبی :شاخص قدرت نسبی، قدرت داخلی یک سهم را اندازه گیری می کند. قدرت نسبی به صورت یک خط پیوسته ترسیم می شود .خط صعودی نشان می دهد که موضوع مورد نظر ،بهتر از بازار عمل میکند وخط نزولی بیانگر آن است که بازار عملکرد بهتری دارد .(ک

نی، ۱۳۸۴ ص۲۲۲)این شاخص دارای دوحد بالا وپایین است وگذر شاخص از خط ۳۰به سمت بالابه عنوان نقطه اشباح فروش(زمان خرید ) و گذر از خط ۷۰به سمت پایین نقطه اشباح خرید (زمان فروش) تلقی می شود .
روش محاسبه ان به این شکل است که ازکم کردن قیمت بسته شدن سهم هر روز از روز

قبل وسپس میانگین افزایش وکاهش جداگانه محاسبه برهم تقسیم می کنیم .
ریسک :هر پدیده ای که بتواند نتیجه ی حاصل از آنچه سرمایه گذار انتظار دارد را منحرف سازد ریسک نامیده می شود (گیلب،۲۰۰۲، ۵۲) .
بازده سهام :شامل هر گونه عایدی آتی(شامل افزایش قیمت سهام،سود دریافتی،;) حاصل از مالکیت سهام در زمان حال می باشد

فصل دوم
مروری بر ادبیات تحقیق

۱-۲ مقدمه
تحلیل فنی یک تکنیک در بازار های مالی است که برای پیش بینی جهت گیری قیمت های اوراق بهادار در آینده از طریق بررسی داده های آماری گذشته بازار خصوصا در مورد قیمت و حجم معاملات انجام می شود. تحلیل فنی در حالت محض ، با فرض اینکه قیمت و حجم مهمترین و مرتبط ترین عامل ها برای تعیین جهت گیری آینده و عملکرد یک سهام و یا بازار خاص هستند ، فقط رفتار واقعی قیمت ها و حجم معاملات بازار را مورد توجه قرار می دهد . تحلیلگران فنی ممکن است مدلها و قواعد تجارتی را بکار گیرند که بر مبنای قیمتها و یا تبادل حجم ها استوار هستند . برخی از این مدلها و قواعد عبارتند از : شاخص قدرت نسبی ، میانگین های متحرک ، پسر فت ها ، مومنتوم،اسیلاتورها ،نوار بولینگر و در حالت کلاسیک شناسایی الگوهای نموداری تحلیل فنی به صورت گسترده در میان تجار و متخصصین امور مالی مورد استفاده قرار می گیرد ، ولی در دانشگاهها از آن به عنوان یک شبه علم یاد میشود. دانشمندانی از قبیل یوجین فاما می گویند که شواهد و دلایل تحلیل فنی پراکنده و اندک هستند و با یک فرم ضعیف از فرضیه پذیرفته شده “بازار کارآمد در تناقض می باشند. بارتون مالکیل یکی از اقتصاد دانان معروف اینگونه استدلال می کن

د که “آنالیز فنی یک مسئله مطرود از نظر دانشگاهیان است” ،وی همچنین اینگونه استدلال می آورد که حتی بر اساس فرم ضعیف شده فرضیه بازار کارآمد نیز شما نمی توانید قیمت آینده سهام را بر اساس قیمتهای گذشته آن پیش بینی کنید.
تئوری دیگری که در اوایل قرن بیستم شکل گرفت، تئوری روش نموداری بود .فرض اساسی روگوی معین در گذشته نتایج یکسانی را ارائه کند ،فرد می تواند با احتمال زیاد فرض کند که همان نتایج در آینده نیز از الگوی قبلی تبعیت خواهد کرد براساس این روش ،مطالعه الگوی گذشته دوباره قیمت ها و حجم مبادلات سهام به سرمایه گذار اجازه خواهد داد تا بطور دقیق تعیین کند چه وقت سهام به خصوصی زیر قیمت یا بالای قیمت می باشد ( الکساندر وهمکاران،۲۰۰۳،ص ۸۴۴) .
به هر حال، خریداران سهام زیادی وجود دارند که علنا اعلام کرده اند که از تحلیل فنی نه به عنوان یک علم برای پیش بینی آینده، بلکه به عنوان یک ابزار ارزشمند برای شناسایی روند تغییرات قیمت و فرصت های مطلوب تجاری ، استفاده می کنند.فرض کار این است که تمام اطلاعات اساسی و نظریات فعلی بازار تقریبا در قیمت فعلی بازتاب می یابند و وقتی که آنها همراه با قیمت گذشته سهام بررسی شوند ، الگوهای حجمی و قیمت تکرار شونده را آشکار می سازد که می توانند سر نخ هایی برای پیش بینی تغییرات قیمت در آینده به ما بدهند .

۲-۲انواع شاخص بورس درایران :
دربورس اوراق بهادار برای کمک به تصمیم گیری فعالان بازار سرمایه ،اقدام به محاسبه وانتشار شاخص های مختلفی می کنند که باعث می شودسرمایه گذاران بتوانند عملکرد بازار و گروه های مختلف شرکتهای پذیرفته شده در ان را بهتر بررسی کنند .

۱-۲-۲شاخص کل:
یکی از اصلی ترین شاخصهای بورس شاخص کل قیمت می باشد که از فرمول زیر که به فرمول لاسپیرزمعروف است بدست می اید.
(ارزش جاری سهم در بازار*تعداد سهام منتشره)تقسیم بر(ارزش پایه سهام*تعداد سهام در سال پایه)}ضرب در عدد ۱۰۰که در این محاسبه سال پایه سال ۱۳۶۹ می باشد . این شاخص گویای آن است که ارزش کل بازار نسبت به سال پایه (یا همان سال ۱۳۶۹ ) چند برابر شده است.

این شاخص بیانگر روند عمومی قیمت سهام همه شرکت‌های پذیرفته در بورس اوراق بهادار می باشد.
طبق فرمول طراحی شده تغییر قیمت شرکت‌های بزرگتر که در عین حال سرمایه‌ بیشتری نیز دارند بر نوسان شاخص تاثیر بیشتری می‌گذارد(برگرفته از سایت بورس اوراق بهادار تهران)۶
۱-۱-۲-۲ویژگیهای شاخص کل :
الف- موزون بودن : بدین معنا که چون در محاسبه آن ارزش سهام در تعداد سهام منتشره ضرب می گردد پس تغییرات قیمت سهام بر اساس تعداد سهام منتشر شده شرکتها در شاخص تاثیر گذار است . یعنی هر چقدر تعداد سهام منتشره شرکت بیشتر باشد تغییرات قیمت سهم مورد نظر تاثیر بیشتری بر روی شاخص خواهد گذاشت .
ب- جامع بودن : این شاخص به لحاظ اینکه بر اساس تغییرات سهام تمام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار محاسبه می گردد لذا خصوصیت جامع بودن را داراست .

پ- در دسترس بودن : شاخص کل قیمت به لحاظ اینکه بصورت لحظه ای توسط سازمان بورس اوراق بهادار محاسبه و در اختیار افراد قرار می گیرد لذا دارای خصوصیت در دسترس بودن می باشد

۲-۱-۲-۲موارد ی که در شاخص کل اثری ندارند:
شاخص کل قیمت در موارد زیر تعدیل می گردد و در حقیقت تغییرات ناشی از موارد زیر در مقدار شاخص اثری ندارد .
الف-ورود و خروج شرکتها : به هنگام ورود و خروج شرکتها به دلیل افزایش یا کاهش ارزش جاری سهام اصولا ارزش پایه سهام تعدیل می گردد تا تغییری در عدد شاخص حاصل نشود . به عبارتی با افزایش صورت کسر در مخرج آن تغییری می دهند تا حاصل تقسیم صورت بر مخرج تغییر نکند .
ب-افزایش سرمایه از طریق آورده و یا مطالبات سهامداران : به علت اینکه با افزایش سرمایه از طریق آورده و یا مطالبات سهامداران ارزش جاری سهام افزایش می یابد لذا در این موارد نیز ارزش پایه سهام باید به گونه ای تعدیل گردد تا تغییری در عدد شاخص حاصل نگردد .
پ- ادغام شرکتها : در صورت ادغام دو یا چند شرکت در هم نیز می بایست در ارزش پایه سهام تغییر داده شود تا عدد شاخص تغییری نکند .

۳-۱-۲-۲مواردی که نیازی به تعدیل شاخص نمی باشد
ولی در برخی موارد نیازی به تعدیل شاخص نمی باشد که این موارد عبارتند از :
الف- افزایش سرمایه از محل اندوخته : زیرا در این حالت همان مبلغ اندوخته که متعلق به سهامداران بوده بصورت سهام جدید به انها داده می شود پس تغییری در حقوق صاحبان سرمایه اتفاق نیفتاده لذا در این حالت نیازی به تعدیل شاخص نیست .
ب- تجزیه و تجمیع سهام : در این حالت نیز تنها تعداد سهام منتشره تغییر یافته و چون به تناسب آن قیمت سهم نیز تغییر می یابد لذا نیازی به تعدیل شاخص نیست . البته لازم به ذکر است که در ایران عملا اینکار امکان پذیر نیست و ارزش اسمی هر سهم بطور ثابت ۱۰۰۰ ریال میباشد .
پ- پرداخت سود نقدی : در این حالت نیز چون اصولا به تناسب پرداخت سود نقدی قیمت سهام نیز کاهش می یابد لذا نیازی به تعدیل عدد شاخص نیست .

۲-۲-۲شاخص بازده نقدی و قیمت :
نشان دهنده تغییرات قیمتی و بازده نقدی سهام در بورس اوراق بهادار می باشد بعبارتی نشاندهنده تغییرات بازدهی کل سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار می باشد و بوسیله آن می توان فرصت سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار را با دیگر بازارها مقایسه نمود .

۳-۲-۲شاخص بازده نقدی :
از تفاضل منطقی شاخص قیمت و بازده نقدی از شاخص قیمت بدست می آید و نشان دهنده تغییرات بازده نقدی سهام می باشد .
تذکر : عدد پایه شاخصهای قیمت و بازده نقدی و بازده نقدی سهام در ابتدای سال ۱۳۷۷ برابر ۰۸/۱۶۵۳ در نظر گرفته شده که همسنجی این دو را با شاخص کل قیمت در آن تاریخ امکان

پذیر سازد .

۴-۲-۲شاخص صنعت
فرمول محاسبه آن همانند محاسبه شاخص کل می باشد و نشان دهنده تغییرات در ارزش سهام شرکتهای صنعتی می باشد و برای هر صنعت بطور جداگانه محاسبه می گردد .

۵-۲-۲شاخص مالی

فرمول محاسبه آن همانند محاسبه شاخص کل می باشد و نشاندهنده تغییرات در ارزش سهام شرکتهای سرمایه گذاری می باشد .

۶-۲-۲شاخص شرکت
فرمول محاسبه آن همانند محاسبه شاخص کل قیمت میباشد و برای هر شرکتی بطور جداگانه محاسبه میگردد . و برای محاسبه آن شاخص هر شرکتی را در بدو ورود ۱۰۰ تعیین نموده اند.

۷-۲-۲شاخص ۵۰ شرکت برتر:
الف) به روش میانگین ساده
معمولا هر سه ماه یکبار ۵۰ شرکت برتر در بورس اوراق بهادار معرفی می گردند . شاخص ۵۰ شرکت فعالترنشاندهنده میانگین قیمت سهام ۵۰ شرکت برتر می باشد .
محاسبه این شاخص به روش محاسبه شاخص داو جونز می باشد .

به عبارتی در این محاسبه تعداد سهام منتشره شرکت تاثیر داده نمی شود و تنها از جمع قیمت سهام ۵۰ شرکت تقسیم بر تعداد آنها ( تعدیل شده ) بدست میاید . (این تعداد در اولین روز محاسبه یعنی ابتدای سال ۱۳۷۹ عدد ۵۰ بوده که بعدها به تدریج تعدیل شده )
شاخص ۵۰ شرکت برترنیز در موارد زیر باید تعدیل شود . یعنی عدد ۵۰ در مخرج را باید به گونه ای تغییر داد تا تاثیر تفاوت قیمت بر شاخص به خاطر موارد زیر خنثی گردد .
مواردی که شاخص مذکور تعدیل میشود عبارتند از :

۱- در صورت افزایش سرمایه به هر روشی (چه آورده و چه اندوخته)
۲- ورود و خروج شرکتها از لیست ۵۰ شرکت برتر در پایان هر سه ماه
۳-تجزیه و تجمیع سهام ( که فعلا در ایران امکان پذیر نیست)

شاخص ۵۰ شرکت برتر
ب) به روش میانگین موزون
این شاخص نیز بوسیله تغییرات ارزش سهام ۵۰ شرکت برتر محاسبه می شود ولی طرز محاسبه آن به روش میانگین موزون ( روش لاسپیرز ) می باشد و تعداد سهام منتشره شرکتها در محاسبه آن تاثیر گذار است (سایت بورس اوراق بهادار تهران) .

۳-۲شاخص های بازار سرمایه درسایر کشورها:
۱-۳-۲شاخص بورس لندن :
این شاخص تشکیل شده است از سهام ۱۰۰شرکت انگلستان که بالاترین درامد را دارند این شرکتها ۸۱درصد بورس لندن را به خود اختصاص می دهند.واین شاخص یک نماینده بسیار خوب برای بازار سرمایه لندن است .

۲-۳-۲شاخص داو-جونز :
این شاخص نشان دهنده تغییرات قیمت سهام شرکتهایی از صنایع مختلف است .
که این شرکتها شامل ۳۰شرکت صنعتی ،۲۰شرکت های راه آهن وهمچنین ۱۵شرکت عام المنفعه به عنوان شاخص مرکب سهام داو-جونز می شود. در سالهای اخیر مقادیر شاخص داو جونز علاوه بر پایان روز ،در پایان هر ساعت معاملاتی نیز محاسبه می شوند.این ارقام در مجله وال استریت به چاپ میرسد ودر دسترس سرمایه گذاران قرار می گیرد.

۳-۳-۲شاخص نزدک :

انجمن ملی معامله گران اوراق بهادار در کل ۱۱شاخص ارائه مکند .۷شاخص مربوط به صنایع، بانکها،بیمه،سایر شرکتهای مالی ،حمل ونقل ،شرکتهای عام المنفعه،ویک شاخص ترکیبی کلی است.سال پایه این شاخص ژانویه ۱۹۷۱وبراساس میانگین ۱۰۰سهم برای شاخص صنایع وشاخص ترکیبی است.
۴-۳-۲شاخص نیکی ژاپن:
این شاخص شامل اطلاعات سهام۲۲۵شرکت از بزرگترین شرکتهای فعال در کشور ژاپن است. از این جهت که کشور ژاپن جزسه اقتصاد بزرک جهان می باشد ،بسیاری از سرم

ایه گذاران بین المللی به شدت حرکات این بازار را تحت نظر دارند .

۵-۳-۲شاخص دکس :
این شاخص مربوط به کشور المان است ،وشامل ۳۰شرکت بزرگ المانی که در بورس فرانکفورت حضوردارند، می شود .
از این جهت که المان را به عنوان پنجمین قدرت اقتصادی جهان می دانند.این شاخص مخصوصا برای سرمایه گذاران اروپایی از اهمیت بسیاری برخوردار است.

۶-۳-۲شاخص هنگ کنگ(سنگ) :
این شاخص متشکل ازسهم ۴۵شرکت بزرگ در هنگ کنگ است . لازم به توضیح است ،که این ۴۵شرکت ۶۱درصد بازار سهام هنگ کنگ را شامل می شود. و این شاخص تاثیر به سزایی در بازار های سهام اسیا دارد.وبسیاری از سرمایه گذاران نوسانات این شاخص را به کل بازارهای سهام اسیا نسبت می دهند.

۷-۳-۲شاخص بورس فرانسه )کک ۴۰( :
نشان دهنده ۴۰شرکت از بزرگترین شرکتها در بازار بورس فرانسه است .که ۴۵درصد از این منابع در واقع متعلق به سرمایه گذاران خارجی است.

۸-۳-۲شاخص استاندارد اند پورز :
این شاخص که در کشور ایالات متحده امریکا می باشد .به دو صورت در نظر گرفته می شود.استاندارد اندپورز۲۵۰ ،که شامل سهام ۲۵۰شرکت حاضر در بورس اوراق بهادار نیویورک می شود و استاندارد اند پورز ۵۰۰ ،که شامل سهام ۵۰۰شرکت بورس نیویورک رادر بر می گیرد.

۹-۳-۲شاخص های بورس مالزی:
بورس مالزی نیز که در چند سال اخیر به یکی از بورسهای مهم در اسیا تبدیل شده است ،برای استفاده وتصمیم گیری بهتر سرمایه گذاران شاخصهای مختلفی را تهیه ومنتشر می کند که شامل:

۱-شاخص تابلو اصلی
۲-شاخص مرکب کوالالامپور
۳-شاخص محصولات مصرف کنندگان
۴-شاخص محصولات صنعتی
۵-شاخص ساخت وساز
۶-شاخص خدمات
۷-شاخص مالی
۸-شاخص املاک ومستغلات
۹-شاخص معدن

۱۰-شاخص کشاورزی
۱۱-شاخص فن اوری
۱۲-شاخص ثانویه

۴-۲روش های پیش بینی قیمت اوراق بهادار :
سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار به روش های مختلفی صورت می گیرد .تفاوت در روش های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار براساس تفاوت دید گاه ها از روند قیمت اوراق بهادار می باشد .براین اساس ،روش های سرمایه گذاری به سه صورت دسته بندی می شوند. (جهانخانی،۱۳۷۴،ص۲۶)
۱-روش پرتفوی یا تئوری گشت تصادفی
۲-روش اساسی یا تجزیه وتحلیل بنیادی
۳-روش نموداری یا تجزیه تحلیل تکنیکی
۱-۴-۲روش پرتفوی یا تئوری گشت تصادفی:
پیدایش تئوری نوین سرمایه گذاری (مجموعه اوراق بهادار)به سال ۱۹۵۲میرسد زمانی که هری مارکویتر مقاله ای تحت عنوان انتخاب پرتفوی را منتشر کرد .او در این مقاله درباره شیوه ای بحث کرد که می توان با استفاده از آن ،مجمومه ای از پرتفوی های سرمایه گذاری راتهیه کرد که با توجه به میزان ریسک ،دارای بالاترین بازده مورد انتظار باشد)هاگن،۲۰۰۷،ص۲) .

۲-۴-۲روش اساسی یا تجزیه وتحلیل بنیادی :

این روش شامل سه مرحله بررسی اقتصاد کلان و عوامل سیاسی اجتماعی ،بررسی صنعت ودر نهایت بررسی شرکت می باشد.انتخاب سهام از کلیه ابعاد مورد ارزیابی دقیق وهمه جانبه قرار می گیرد که در نهایت پس از انتخاب شرکت ،قیمت ذاتی شرکت نیز محاسبه می شود (رفیعی امام ،۸۷،ص۱۵)

۳-۴-۲ روش نموداری یا تجزیه تحلیل تکنیکی:
تحلیل تکنیکی مطالعه رفتار گذشته قیمت به منظور پیش یسنی آینده ی قیمت است.مهم ترین اصل تحلیل تکنیکال این است که ((قیمت منعکس کننده ی همه چیز در باره ی یک سهم است)).(لطفی ودرویش،۸۵،ص۱) .

۵-۲اصطلاحات رایج تحلیل تکنیکال:
چاندرا در کتاب خود با عنوان “تحلیل سرمایه گذاری و مدیریت پرتفوی “تحلیل تکنیکی را اینگونه تعریف می کند “تحلیل تکنیکی عبارتست از مطالعه داده های ایجاد شده توسط بازار مانند قیمت وحجم معاملات به منظور تعیین جهت حرکت قیمت در اینده “(سلطان زالی ،۱۳۸۳،ص۶)۵ .

۱-۵-۲بازار روند دار :زمانی اتفاق می افتد که بازار روند خاصی (صعودی یا نزولی )داشته باشد.
زمانی که روند صعودی را طی می کند،کف های جدید از کف های قبلی بالاتر میباشد ودر روند
نزولی سقفهای جدید پایین تر از سقف های قبلی می باشد.بازار بدون روند ،زمانی که بازار از روند خاصی پیروی نمی کند.ونوسانات در جهت مشخصی نمی باشد.وممکن است

نوسانات زیادی را تجربه کند ولی بدون جهت است.تحلیل گران تکنیکی با ترسیم قیمتهادر طول زمان سعی می کنند از قیمتهای تاریخی روند اینده را استنتاج کنند(راواردوماگ،۲۰۰۱ ، ص۱۲-۲۷) .
۲-۵-۲سطح حمایت :سطحی است که انتظار میرود مانع نزول بیشتر قیمت شود .در یک روند نزولی هنگامی که قیمت به سطح حمایت میرسد احتمال توقف روند نزولی بیشترا

ست .اگر از این سطح پایین تر رود سطح شکسته می شود.
۳-۵-۲سطح مقاومت :این سطح مانع صعود بیشتر قیمت می شود ،و زمانی که قیمت به این سطح می رسد احتمال توقف روند زیاد است واگر قیمت از سطح مقاومت عبور کند سطح شکسته می شود
۴-۵-۲کف :زمانی که قیمت روند نزولی دارد و برگشت روندرخ دهد و روند صعودی شود پایین ترین نقطه را کف یا مینیمم گویند.
۵-۵-۲سقف :زمانی که قیمت روند صعودی دارد و این روند تبدیل به نزولی شود.بالاترین نقطه نمودار قیمت را سقف گویند.سقف با معنی ماکسیمم به یک معنا است.

۶-۵-۲واگرایی :اغلب نمودارهای شاخص شبیه نمودار قیمت سقف وکف ایجاد می کنند. واگرایی زمانی رخ می دهد که شاخص نتواند نمودار قیمت را تقلید کند واگرایی نشانی از ضعیف ش

دن روند جاری وبه احتمال زیاد برگشت ان است.

۷-۵-۲انواع نوسان نما :شاخصی است که حول یک خط یا میان سطوح معینی نوسان می کند.اغلب سطوح اشباع خرید وفروش را نشان می دهند.نوسان نما به دو دسته تقسیم می شوند .
۸-۵-۲نوسان نمای مرکزی :که بیشتر برای تحلیل جهت تغییرات قیمت مناسب هستند ،این نوسان نما بالا وپایین یک خط یا نقطه نوسان می کند.وبرای شناسایی قدرت یا ضعف حرکت به کار می روند.
۹-۵-۲نوسان نمای نواری :دراین نوسان نما دو خط به عنوان مناطق مرزی سقف وکف قیمت (سطوح اشباح خرید واشباح فروش)شناسایی می شود وبیشتر برای قدرت وضعف حرکت به کار می رود .
۱۰-۵-۲شاخص پیشرو :این شاخص ها برای هدایت حرکت طراحی شده انداین شاخص ها زودتر از قیمت حرکت می کنند وسیگنال خرید صادر می کنند.
۱۱-۵-۲شاخص پیرو :این شاخص ها بعد از این که قیمت حرکت صعودی یا نزولی خود راآغاز کرد حرکت می کنند. وازحرکات قیمت پیروی می کنند. سیگنال این شاخص ها بیشتر به عنوان تایید حرکت استفاده می شود . استفاده کنندگان از این گونه شاخص ها باید توجه کنند که این گونه شاخص ها در بازار روند دار بهتر عمل می کنند.

۱۲-۵-۲نوار بولینگر :
این روش به بررسی شدت تغییرات قیمتها می پردازد .از این روش میتوان برای سرمایه گذاری در هر بازاری استفاده کرد در نوارهای بولینگر ،فاصله دو نوار حاشیه متناسب با انحراف استاندارد تغییرات میانگین متحرک انتخاب میگردد.درنوارهای بولینگر مانند بسیاری از روشهای تکنیکال دیگر باید با روش ازمون وخطا دوره مناسب وبهترین مقدار انحراف استاندارد را انتخاب نمود.نوارهای بولینگر را جز نوسان نماهای نواری طبقه بندی می کنند.
۱۳-۵-۲مومنتوم :سرعت تغییرات قیمت را اندازه گیری میکند وجز شاخص های پیشروطبقه بندی میکنند.یعنی حرکت شاخص نسبت به حرکت قیمت مقدم است.این شا

خص پتانسیل موجود برای تغییر روند رامشخص می کند.

۱۴-۵-۲اسیلاتور :بیشتر برای نشان دادن یک تصویر واضح از رفتار بازار استفاده می شود از ویژگیهای آن می توان به استفاده در سه حالت رشد ،نزول ویا زمانی که نوسانات کمی وجود دارد وقیمت ها تقریبا ثابت هستند،اشاره کرد.
۱۵-۵-۲میانگین متحرک :یکی از مزایای استفاده از میانگینها از بین بردن نوسانات جزیی روند قیمت سهام می باشد .و تصویر واضح از روند حرکت قیمت سهام وبازاررا نشان می دهد.میانگین رابه سه روش تهیه می کنند .که عبارتند از:

الف )میانگین متحرک ساده :
این میانگین براساس میانگین ساده حسابی تهیه می شود.ومیتوان برای بازه های زمانی کوتاه مدت وبلند مدت از ان استفاده کرد.یکی ازاشکالات میانگین متحرک ساده این است که بین قیمت گذشته دور ونزدیک تفاوتی قایل نمی شود.
ب)میانگین متحرک وزنی :
دراین میانگین براساس دور ونزدیک بودن زمان داده ها برای انها وزن خاصی در نظر گرفته می شود . قیمت ها در وزن ان ضرب وحاصضرب انها با هم جمع شده بر مجموع ضرایب وزنی تقسیم می کنیم.
ج)میانگین متحرک نمایی :

میانگین متحرک نمایی به قیمت های اخیر وزن بیشتری وبه قیمتهای گذشته وزن کمتری میدهد .برخلاف میانگین وزنی قیمت گذشته دور کنار گذاشته نمی شود .برای محاسبه میانگین متحرک نمایی میانگین ساده را به دست اورده از قیمت بسته شدن سهام در روز اخر کم میکنیم در ضریب هموار سازی (عدد ۲را بربازه زمانی مورد بررسی

تقسیم کردوعددبدست امده ضریب هموار سازی

است )ضرب کرده وبا میانگین ساده دوره زمانی مورد بررسی جمع می کنیم.

۶-۲برخی از اصلاحات سرمایه گذاری:

۱-۶-۲ نهاد های مالی: منظور از نهاد های مالی فعال در بازار اوراق بهادار اندکه از آن جمله می توان به کار گزاران، معامله گران، بازار گردان مشاوران سرمایه گذاری، شرکت های پردازش اطلاعات مالی، شرکت های تامین سرمایه ، صندوق های باز نشستگی اشاره کرد (شرکت اطلاع رسانی و خدمات بورس،۱۳۸۸،ص۱۳ ).
۲-۶-۲بازده بدون ریسک : عبارتند از، متوسط نرخ بازدهی است که سرمایه گذاران بدون تحمل ریسک انتظار کسب آن را دارند. اوراق بها داری را که دارای هیچ گونه ریسک سیستماتیک نمی باشد، اوراق بهادار بدون ریسک می نامند. ضریب بتای این گونه اوراق صفر است. بهترین نمونه اوراق بهادار بدون ریسک، اوراق خزانه هستند (نوو،۱۳۸۳ ،۱۹۵).
۳-۶-۲ریسک :عبارت است از میزان اختلاف بازده واقعی یک سرمایه گذاری از بازده مورد انتظار آن (تهرانی و نوربخش ،۱۳۸۴ ،ص۱۶) .
بر اساس یک طبقه بندی کل ریسک به دو جزء ریسک قابل کنترل(ریسک غیر سیستماتیک)و ریسک غیر قابل رکنترل(ریسک سیستماتیک)تقسیم بندی می شود.
۴-۶-۲ریسک غیر سیستماتیک : آن قسمت از تغییر پذیری در بازده ی کلی اوراق بهادار را که به تغییر پذیری کلی بازار بستگی ندارد ریسک غیر سیستماتیک می گویند. این نوع ریسک منحصر به اوراق بهادار خاصی است و به عواملی چون ریسک تجاری، مالی، ریسک نقدینگی بستگی دارد.
۵-۶-۲ریسک سیستماتیک: که زاییده ی تغییرات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیطی بازار سرمایه است، غیر قابل کنترل بوده، برای هر سهم مختلف روندی تقریبا یکسان وجود دارد.
۶-۶-۲فاکتوربتا : نزدیکی نوسان نرخ بازده یک فقره اوراق بهادار را در مقایسه با نرخهای بازده کلیه اوراق بهادار موجود در بازاررا اندازه گیری می کند ( شباهنگ،۱۳۸۵ ،ص۱۶)۸

۷-۶-۲ریسک بازار:ریسک بازار عبارت است از تغییر در بازده که ناشی از نوسانات کلی بازار است.همه اوراق بهادار در معرض ریسک بازار قراردارند. ریسک بازار می تواند ناشی از عوامل متعددی از قبیل رکود،جنگ،تغییرات ساختاری در اقتصاد وتغییر در ترجیحات مشتریان باشد ( جونز، ۱۳۸۴ ،ص۱۱)۹

۸-۶-۲مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای : یکی از کارآمد ترین روش

های برآورد بازده مورد نیاز است و این مدل، ارتباط بین ریسک و بازده دارایی ها را در ارتباط با بازده بازار تبیین می کند. با استفاده از مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای نرخ بازده سهام عادی که به نوعی هزینه تامین مالی از طریق انتشار سهام عادی برای بنگاه تلقی می گردد، محاسبه می شود (نیکو مرام و دیگران،۱۳۸۵،ص۳۵۲،۳۵۳) .
با استفاده از الگوی قیمت گذاری دارایی سرمایه ای می توان پیش بینی کرد که با توجه به نمودار بازده مورد انتظار وانحراف معیار پرتفوی هایی راکه همه سرمایه گذاران نگهداری می کنند کارا میباشند ( هاگن ،۲۰۰۶،ص۳۷۹) .
۹-۶-۲نظریه بازار کارا :سرمایه گذاران قیمت سهام رابراساس جریانات نقدی مورد انتظار حاصل از سهام وریسک ان تعیین می کنند .سرمایه گذارانی که منطقی عمل می کنند،باید از اطلاعاتی که در دسترس دارند درتعیین وضعیت شرکت وقیمت سهام ان استفاده کنند. بازارکارا بازاری راگویند که در آن تمامی اطلاعات بلافاصله وبطور کامل در قیمت سهام منعکس می شوند. مفهوم بازار کارا بر این فرض استوار است که سرمایه گذاران در تصمیمات خرید وفروش خود تمامی اطلاعات مربوط را در قیمت سهام لحاظ کرده اند .یعنی قیمت سهام شامل تمامی اطلاعات گذشته و فعلی است .بعلاوه اطلاعاتی که که ازنظر منطقی استنباط شده نیز د ر قیمت سهام لحاظ شده است.
مفهوم بازار کارا به این معنی است که اطلاعات به محض اشکارشدن سریعا برقیمت ها تاثیر میگذارد .درایالات متحده که بااستفاده ازتجهزات ارتباطات الکترونیکی ،اطلاعات به محض وقوع سریعا ویا به صورت همزمان درمیان کارگذاران وموسسات سرمایه گذاری پخش میشود .طبق فرض بازارکارا،تغییرات قیمت ناشی از اطلاعات موجود است.
میتوان گفت زمانی یک بازار کارا بوجود خواهد آمد که:
۱-حضور تعداد زیادی سرمایه گذار منطقی که به دنبال حداکثر کردن سود خود میباشند وبه طور فعال ازطریق تجزیه وتحلیل ،ارزشیابی ومعامله ی سهام دربازار مشارکت دارند،وآنها به تنهایی نمی توانند بر قیمت سهام تاثیر گذار باشند .
۲-دریافت اطلاعات بدون هزینه است وبلافاصله به طور وسیعی دراختیار همگان قرارمی گیرد.
۳-اطلاعات به صورت تصادفی بوجود می آید و مستقل ازاعلان سایراطلاعات می باشد.
۴-سرمایه گذاران درقبال ارائه اطلاعات جدیدبلافاصله عکس العمل نشان میدهند ،که این باعث تغییر قیمت سهام می شود.

۱۰-۶-۲اشکال مختلف بازار کارا:اشکال مختلف بازار کارا به سه صورت میباشد.
۱-۱۰-۶-۲شکل قوی بازار کارا :شکل قوی بازار کارا بیان می کند که اطلاعات اعم از عمومی وغیر عمومی بلافاصله برقیمت های سهام اثر می گذارند.

دراین صورت هیچ یک از سرمایه گذاران اطلاعاتی ندارند که باعث شود به طور ثابت بازده بیشتری نسبت به دیگر سرمایه گذاران به دست آورد. یکی مطالعاتی که دراین رابطه صورت گرفت توسط مایکل جنسن بود که براساس ۱۱۵صندوق مشترک سرمایه گذاری درسالهای ۱۹۴۵تا۱۹۶۴صورت گرفت که نشان داد نقش مدیریت به علت کارایی قوی بازار ناچیزاست ومدیران حرفه ای پرتفوها نمی توانند به طوردائم به عملکرد عالی دست یابند.
۲-۱۰-۶-۲شکل نیمه قوی بازار کارا : سطح خیلی متداول کارایی بازار کهنه تنها شامل اطلاعات موجود قیمتی است، بلکه شامل تمام اطلاعات شناخته شده ودردسترس مانند اطلاعات مربوط به درآمد ، تغییرات و محصولات جدید، مشکلات تامین مالی، اعلان تجزیه سهام، سودتقسیمی وتغییرات مربوط به حسابداری است.
بازارکارای نیمه قوی شامل سرمایه گذارانی است که از اطلاعات مننتشره جدید استفاده نمی کنند، وانتظار دارند با توجه به متوسط ریسک بازده بیشتری بدست آورند .اگرتعدیل قیمت سهام درمقابل برخی اطلاعات منتشره با تاخیر انجام شود وسرمایه گذاران بتوانند با استفاده از آن به بازده بیشتری برسند به این بازار، بازار با کارایی نیمه قوی گویند .
۳-۱۰-۶-۲شکل ضعیف بازارکارا: یکی ازمتداولترین نوع اطلاعات درارزیابی ارزش اوراق بهادار ،داده هاو اطلاعات مربوط به بازار است .برخی اطلاعات موجود مربوط به دوره های قبل بوده وتاثیر انها در قیمتهای اوراق بهادار منعکس شده است وتاثیری درپیش بینی تغییرات آتی قیمت ها نداردوبه همین دلیل از ارزش کمتری برخوردارند .این نوع اطلاعات که تاثیر کمتری برروی قیمت سهام دارند شکل ضعیف بازار کارا را نشان میدهد درصورتی که شکل ضعیف فرضیه بازارکارا صادق باشد باید گفت که تغییرات گذشته قیمت باید رابطه ای باتغییرات آتی قیمت نداشته باشد.
به عبارت دیگر ،تغییرات قیمت سهام در طول زمان باید مستقل ویا تقریبا این گونه باشد (تهرانی و نوربخش ،۱۳۸۴،ص۳۰۷) .

۷-۲شاخص میانگین متحرک همگرا واگرا :
این شاخص نخستین بار توسط جرالد اپلدرکتاب (روش معامله با میانگین همگراواگرا )معرفی شد.انرا جز شاخص های مومنتوم قیمت طبقه بندی می کنند. این شاخص از گروه اسیلاتورها می باشد.
روش محاسبه ان عبارت است از اختلاف مقداردو شاخص میانگین متحرک نمایی برمبنای قیمت بسته شدن سهام در هر روز (معمولا۱۲و ۲۶روزه) محاسبه ویک میانگین متحرک(معمولا ۹روزه) به عنوان خط سیگنال درنظر گرفته می شود ) ویسیلیو وهمکاران،۲۰۰۶،۵۷) .
شاخص میانگین متحرک همگراواگرادرزمانی که بازاردارای روند است، این شاخص سیگنال های مناسبی صادر میکند (لطفی و درویش،۱۳۸۵،۸۷)۴
میانگین همگراواگرا سه نوع سیگنال صادر می کند.

۱-سیگنال های تقاطع:
این سیگنال زمانی پدید می اید که میانگین متحرک همگراواگرا خط سیگنال را قطع کند زمانی که خط سیگنال رااز پایین به بالا قطع کند،سیگنال خرید است.وزمانی که خط سیگنال را از بالا به پایین قطع کند سیگنال فروش به حساب می اید.
۲-سیگنال واگرایی :

واگرایی نمودار میانگین متحرک همگرا واگرانسبت به نمودارقیمت اخطاری است مبنی بر بازگشت روند یعنی به زودی روند فعلی متوقف یا معکوس می شود.
۳-مقادیرحدی درنمودارمیانگین متحرک همگرا واگرا:
مقادیرماکزیمم ومینیمم در نمودار میانگین متحرک همگرا واگرابه ترتیب نشان دهنده شرایط خریداری بیش از حد سهام وفروش بیش از حد سهام می باشد. زمانی که مقدارمیانگین متحرک همگرا واگرابه شدت افزایش می یابد .احتمال به وجود امدن یک قله در قیمتها وبرگشت روند از صعودی به نزولی بسیار بالاست.

۸-۲میانگین متحرک همگرا واگرا( سه گانه ):
نخستین بار توسط پاتریک مالوی در سال ۱۹۹۴مطرح شدمنظور از میانگین متحرک سه گانه این است که میانگین متحرک یک میانگین متحرک دوگانه را حساب می کنیم.به عبارت دیگر به محاسبه میانگین متحرک ،یک میانگین متحرک دوگانه بپردازیم.لازم به ذکر است که میانگین متحرک دو گانه میانگین متحرک یک میانگین متحرک است (لطفی و درویش ،۱۳۸۵، ص۱۴۰)۲
استفاده از میانگین متحرک سه گانه به جای میانگین متحرک در میانگین متحرک همگرا واگراسیگنالهای کمتر وپرسود تری ایجاد می کند.وبه صورت MACD(TEMA) نشان داده می شود (همان منبع ،ص۱۴۰)۳
دراصل میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) بهینه شده میانگین متحرک همگرا واگرا میباشد ( همان منبع ،ص ۱۲۹ )۴

نمودار ۱-۲ سیگنال هایمیانگین همگراواگرا(سه گانه)

درنمودار نقاط ۱و۲بعد از برخوردصعودی باخط سیگنال وواگرایی با نمودار قیمت ،سیگنال فروش، ونقاط ۳و۴واگرایی نسبت به قیمت وبعد برخورد با خط سیگنال از پایین به با

لا سیگنال خرید میباشد.

۹-۲شاخص قدرت نسبی :
این شاخص نخستین بار توسط ولس ویلدر معرفی شد.شاخص قدرت نسبی افزایش وکاهش رادر قیمت پایانی برای یک دوره ی معین مقایسه میکند . این شاخص به عنوان سنجش سرعت تغییرات استفاده می شود .شاخص قدرت نسبی را جز اسیلاتورها دسته بندی می کنند.
شاخص قدرت نسبی ۵نوع سیگنال صادر میکند .که شامل :
۱-نوسان ناقص واگرایی :زمانی که قیمت بالا برود ویک سقف را بسازد ،بعد پایین امده ویک کف بسازد سپس بالا رفته ،برابر یا پایین تر از قله قبلی قرار گیرد دوباره پایین امده از کف قبلی پایین تر سیکنال فروش صادر شده است.
۲-خطوط روند:استفاده از خطوط روند در نمودار شاخص قدرت نسبی میتواند سیگنالهای مناسبی صادر کند(زمانی که خطوط روند به وسیله شاخص شکسته شود ).مخصوصا زمانی که با الگو هاوارایش های نمودار قیمت همراه شود.

۳-شاخص قدرت نسبی عداد بین ۰تا ۱۰۰را شامل می شود خط مرکزی ان عدد ۵۰میباشد بسیاری از تحلیل گران عقیده دارند زمانی که شاخص قدرت نسبی خط ۵۰را در حرکتی صعودی به سمت بالا قطع می کند.نشان دهنده سیگنال خرید سهم وزمانی که در حرکت نزولی خط ۵۰را قطع می کندزمان فروش سهم است.
۴-الگو های نموداری :الگوهای نموداری مانند الگوی سر وشانه،الگوی کنج های صعودی و;که در نمودار قیمت مشاهده و تصویر میکنند را می توان برای شاخص قدرت نسبی هم تفسیر کرد.
۵-واگرایی :به عقیده ویلدر مهم ترین سیگنال شاخص قدرت نسبی است .

که امکان خطای کمی دارد به این صورت که واگرایی صعودی سیگنال خرید و واگرایی نزولی سیگنال فروش است.

نمودار ۲-۲ سیگنال های شاخص قدرت نسبی
(لطفی ودرویش، ۱۳۸۵،۵۷)۱
در نمودار نقطه ۱واگرایی نسبت به نمودار قیمت سیگنال فروش، و برخورد با خط ۷۰به صورت نزولی وبرخورد به صورت نزولی با خط ۵۰ تایید سیگنال فروش است.

۱۰-۲بررسی مقایسه ای شاخص میانگین همگرا واگرا(سه گانه) وشاخص قدرت نسبی روش تحلیل تکنیکال:
در این قسمت سعی می شود که به مقایسه خصوصیات و ویژگی های دو شاخص پرداخته شود.
شاخص قدرت نسبی را جز نوسان نمای نواری دسته بندی می شود در صورتی که شاخص میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه)نوسان نمای مرکزی می باشد.
هردو شاخص قدرت نسبی ومیانگین متحرک همگراواگرا (سه گانه)از گروه اسیلاتورها می باشند. هردو شاخص میانگین متحرک همگراواگرا(سه گانه) وقدرت نسبی را جز شاخص ها

ی مومنتوم(سنجش اندازه حرکت ) دسته بندی می کنند.
دوره ای که ولس ویلدر، ابداع کننده شاخص قدرت نسبی پیشنهاد میکند ۱۴روزه است ولی بعضی تحلیل گران دربعضی بازارها۲۱روزه را بهتر می دانند.(دراین تحقیق ۱۴روزه در نظر گرفته شده است). در میانگین متحرک همگرا واگراتفاوت ۲۶و۱۲روزه وخط۹ روزه به عنوان خط سیگنال در نظر گرفته می شود.
هردوشاخص با افزایش دوره زمانی سیگنال های پایدار تر وکمتری صادر می کنندوباافزایش مدت سیگنال ها بیشتر،وامکان خطا افزایش می یابد. هردوشاخص از قیمت بسته شدن سهام برای تحلیل استفاده می کنند.با دو بار میانگین نمایی گرفتن ازمیانگین های همگرا واگرا ،میانگین متحرک همگراواگرا (سه گانه)بدست میاید.
به طور کلی فرصیه های تحقیق را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد
دسته ی اول مربوط به بازده ی سهام می شود
در فرضیه ی اول تحقیق به مقایسه ی میانگین بازده سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی در شرکت های فلزات اساسی بورس اوراق بهاداربا میانگین بازده سهام با استفاده از شاخص میانگین متحرک همگرا واگر(سه گانه ) پرداخته می شود.

شرکت های گروه فلزات اساسی در این تحقیق شامل ۱۲ شرکت از گروه فلزات اساسی بورس اوراق بهادار می باشد.که درسال ۱۳۸۰در بورس حضور داشته وسهام ان مورد معامله قرار گر فته باشدو حداقل ۱۰در صد روز های کاری بورس نماد شرکت باز باشد. وبازه زمانی این فرضیه بین ابتدای سال ۱۳۸۰تا۱۳/۹/۱۳۸۷ را در بر می گیرد.
به دلیل تعدد خرید و فروش سهام توسط تحلیل تکنیکال کار مزد معاملات آن می توان مبلغ تاثیر گذاری بر بازده ی حاصل از خرید و فروش سهام باشد برای در نظر گرفتن آن در زمان خرید نیم درصد قیمت سهام در زمان خرید کارمزد در نظر گرفته شده است. در زمانی سیگنال فروش صادر می شود ۰۵/۱درصد ازقیمت فروش سهم به عنوان کارمزد فروش سهام در نظر گرفته شده است .
اختلاف بین قیمت خرید و فروش سهم به همراه مزایای حاصل از مالکیت سهام در فاصله ی زمانی بین خرید وفروش به عنوان بازده سهام می باشد.

شاخص دیگرمیانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه)می باشد.که شامل تفاوت بین دو میانگین نمایی(۱۲و۲۶روزه) یک میانگین نمایی ۹روزه به عنوان خط سیگنال می باشد .(باید در نظر داشت که میانگینهای متحرک همگراواگرا(سه گانه)از یک میانگین متحرک دوبار میانگین متحرک نمایی گرفته شده است.) مساله ی مهم در مورد میانگین های متحرک همگرا واگرا(سه گانه) که باید مد نظر باشد این است که سیگنال معتبر خرید و فروش فقط زمانی که بازار دارای روند می باشدباید استفاده شود(لطفی ودرویش، ۱۳۸۵،۱۲۳) .
سیگنال خرید فروش سهام درمیانگین متحرک همگرا واگرا (سه گانه)با میانگین متحرک همگراواگرا یکسان است.
در این شاخص نیز مانند شاخص قدرت نسبی کارمزد خرید و فروش سهام در نظر گرفته می شود و ۵/۰درصد قیمت خرید سهم به عنوان کارمزد کارگزاری در نظر گرفته می شود. و در زمان فروش نیز ۰۵/۱درصد قیمت فروش به عنوان کارمزدکارگزاری فروش سهم در محاسبات لحاظ شده است. و مزایای دیگر حاصل از مالکیت سهام شرکت در فاصله ی زمانی بین خرید و فروش سهام در محاسبه ی بازده در نظر گرفته می شود و در نهایت میانگین بازده حاصل از شاخص قدرت نسبی با میانگین بازده ی حاصل ازشاخص میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) مقایسه می شود.
در فرضیه ی دیگر مورد بررسی در تحقیق به مقایسه ی میانگین بازده ی سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی با میانگین بازده ی سهام شاخص میانگین همگرا واگرا)

سه گانه) در ۱۲شرکت گروه فلزات اساسی مورد بررسی قرار می گیرد این فرضیه ی زمان افزایش شاخص کل بورس یعنی فاصله ی زمانی بین ابتدای سال ۸۰تا تاریخ ۲۲/۹/۸۳
این بازه ی زمانی شامل ۸۹۵روز کاری بورس اوراق بهادار تهران می باشدو بازده ی سهام شامل تفاوت قیمت خرید و فروش سهم به علاوه ی مزایای حاصل از مالکیت سهم در فاصله ی زمانی بین خرید و فروش سهم می باشد.
۵/۰ کارمزد خرید به قیمت خرید اضافه می شود و ۰۵/۱در صد از قیمت فروش کسر می شود و بازده ی هر دو شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا محاسبه و با هم مقایسه می شوند.
در فرضیه ی دیگر تحقیق به مقایسه ی بازده ی حاصل از تفاوت قیمت خرید و فروش با در نظر گرفتن کار مزد کار گزاری و مزایای دیگر حاصل از مالکیت سهم در بین فاصله ی زمانی خرید و فروش سهم در شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) در ۱۲شرکت مورد بررسی از گروه فلزات اساسی بورس اوراق بهادار در زمان کاهش شاخص کل بورس می پردازد .
بازده ی زمانی مورد بررسی شامل ۲۳/۹/۸۳تا۱۳/۹/۸۷می باشد این بازه ی زمانی نیز شامل ۸۹۵روز کاری بورس اوراق بهادار می باشد که با دوران رشد شاخص برابر در نظر گرفته شده است.
این فاصله ی زمانی شاخص کل بورسی از رقم۱۳۷۵۸ به رقم۹۲۴۸ یعنی۴۵۱۰ واحد کاهش یافت.
دردوفرضیه ی دیگر مورد بررسی،میانگین بازده ی سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی در زمان رشد شاخص کل با میانگین بازده ی سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی در زمان کاهش شاخص کل و میانگین بازده میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) درزمان رشد شاخص کل با میانگین بازده میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) درزمان کاهش شاخص کل در شرکت های گروه فلزات اساسی در فاصله ی زمانی ابتدای سال۸۰تا ۲۲/۹/۸۳می باشد که شاخص کل بورس از رقم۳۰۱۰ به رقم۱۳۸۱۳ معادل۱۰۸۰۳ واحد افزایش یافته و۸۹۵روز کاری بورس اوراق بهادار را شامل می شودودوره زمانی کاهش شاخص کل بین ۲۳/۹/۸۳ تا۱۳/۹/۸۷که شاخص کل از ۱۳۷۵۸واحد به ۹۲۴۸واحد یعنی ۴۵۱۰واحد کاهش داشته است. این بازه ی زمانی ۸۹۵روز کاری بورس اوراق بهادار را شامل می شود .
دسته ی دوم فرضیه های تحقیق مربوط به مقایسه ی ریسک حاصل از به کار گیری شاخ

ص های قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا (سه گانه)می باشد .
دسته ی دوم فرضیه ها مربوط به مقایسه ی میانگین ریسک شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا (سه گانه)می باشد در فرضیه ی اول به مقایسه ی میانگین ریسک

شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) شرکت های فلزات اساسی در بازده ی زمانی ۱/۱/۸۰تا۱۳/۹/۸۷را شامل می شود این بازه شامل ۱۷۹۰روز کاری بورس اوراق بهادار می باشد.
ریسک عبارت است از انحراف معیار بازدهی در صورت مشخص.
بازدهی سهام شرکت هاکه در قسمت قبل از روش های تکنیکال شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا (سه گانه)به دست آمده در محاسبه ی ریسک (انحراف معیار)استفاده شده و میانگین ریسک از شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) بایکدیگر مقایسه می شود و مشخص می شود میانگین ریسک کدام روش در بازده ی زمانی مورد بررسی کمتر می باشد .بازه زمانی شامل ابتدای سال ۱۳۸۰تا۱۳/۹/۸۷میباشد.
در فرضیه ی دیگر میانگین ریسک سرمایه گذاری با استفاده از شاخص قدرت نسبی با میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) در گروه شرکت های فلزات اساسی اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بورس مقایسه می کند این دوره ی زمانی شامل ابتدای سال۸۰تا۲۲/۹/۸۳را شامل می شود که شاخص کل بورس از رقم۳۰۱۰ به ۱۳۸۱۳افزایش یافته یعنی ۱۰۸۰۳ واحد افزایش داشته این بازه ی زمانی ۸۹۵روز کاری بورس اوراق بهادار را شامل می شود در بازه ی زمانی

انحراف معیار بازده شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا (سه گانه)به دست آمده را اندازه گیری می کنیم که کدام روش میانگین ریسک کمتری دارد.
در فرضیه ی بعدی به مقایسه ی میانگین ریسک سهام با شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) درزمان کاهش شاخص کل در گروه شرکت های فلزات اساسی بورس اوراق بهادار می پردازد.
بازه زمانی مورد بررسی در این فرضیه از۲۳/۹/۸۳تا تاریخ ۱۳/۹/۸۷را در بر می گیرد این بازه ی

شامل ۸۹۵روز کاری بورس اوراق بهادار می باشد.
در این بازه شاخص کل بورس اوراق بهادار واحد کاهش یافته و از رقم۱۳۷۵۸ به رقم۹۲۴۸ رسیده است.
در فرضیه ی دیگر این تحقیق میانگین ریسک سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی در زمان رشد شاخص کل بورس اوراق بهاداربا میانگین ریسک سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی در زمان کاهش شاخص کل با هم و میانگین ریسک سهام با استفاده ازمیانگین متحرک همگرا واگرادر زمان رشد شاخص کل با میانگین ریسک سهام با استفاده ازمیانگین متحرک همگراواگرادر زمان کاهش شاخص کل باهم مقایسه می شوند. که فاصله ی زمانی این فرضیه ابتدای سال ۸۰تا ۲۲/۹/۸۳زمان رشد شاخص کل بورس اوراق بهادار و۲۳/۹/۸۳تا۱۳/۹/۸۷ زمان کاهش شاخص کل بورس اوراق بهادار می باشد،را شامل می شود.

۱۱-۲مروری بر مطالعات تجربی :
۱-۱۱-۲تحقیقات انجام شده در خارج از کشور:
پژوهش های زیادی درچند دهه اخیر برروی تحلیل تکنیکی صورت گرفته ،که دراین پژوهش ها نتایج متضادی بدست امده است.
رابرت (۱۹۵۹)واسپرن (۱۹۵۹)جزاولین کسانی بودند که تحقیقات آکادمی برای بررسی قابلیت پیش بینی سهام انجام دادند .نتایج این تحقیقات نشان حرکت تصادفی قیمت سها

م داشت ،وبراساس این نتایج عملا پیش بینی قیمت سهام به هر وسیله نا ممکن است چند سال بعد الکساندر (۱۹۶۴)وفاماو باوم (۱۹۶۶)نیز به نتایج مشابهی دست یافتند
دراین کانینگهام (۱۹۷۳)برسوداور نبودن روش های تکنیکی برای پیش بینی قیمت سهام تاکید کردند. این تحقیق دربازار بورس انگلستان انجام شد.

روزف (۱۹۷۴)درتحقیق خود به این نتیجه رسید که استفاده از روشهای تکنیکی باعث سوداوری بیشتر دربازار بورس نمی شود .
دن وهمکاران (۱۹۷۷)نیز با بررسی خود به این نتیجه رسیدند که استفاده از تحلیل تکنیکال باتوجه به لحاظ کردن هزینه معاملات منجر به سود اوری نمی شود .
گیولی ولاکونیشکوف (۱۹۸۰)قوانین خاصی را مورد بررسی قراردادند، که براساس حالات رونی بازار طراحی شده بود ،ودر این روش ساده حتی با در نظر گرفتن هزینه معاملات میتوان تا دو برابر روش خرید ونگهداری سود کسب کرد جامعه اماری انها ۴۹شرکت حاضر در بورس نیویورک بود.اما روش آنها ابتکاری بود.
داووسس (۱۹۹۱)یانگ (۱۹۹۱)به وجود برخی الگوهای قیمت سازگار با بازار سهام مالزی پی بردند.

شاید بتوان گفت که بروک وهمکاران (۱۹۹۲)اولین کسانی بودند که بااستفاده از قوانین متداول مانند حدود حمایت ومقاومت ومیانگین همگرا واگرنشان دادند ،که با استفاده از این قوانین تکنیکال میتوان به سودی بیش از روش خرید ونگهداری دست یافت .
در مطالعه دیگری اورتیا (۱۹۹۴)به بررسی برابر بودن بازده حاصل از حرکت تصادفی با بازده حاصل از روش تکنیکال پرداخت . که این فرضیه او رد شد جامعه اماری تحقیق او بازارهای کشورهای آمریکای لاتین بود.
بسمندروچان (۱۹۹۵)به بررسی کارامدی تحلیل تکنیکال در بازارهای اسیایی پرداختند که متوجه شدند .که روش دربازارکشورهای نظیرمالزی، تایلند وتایوان از کارایی خوبی

برخوردار است. در صورتی که دربازارهای هنگ کنگ وژاپن به ان اندازه کارایی ندارد .
هاتسون وهمکاران (۱۹۹۶)همانند بروک وهمکاران به بررسی سود آوری تحلیل تکنیکال در بورس انگلستان پرداختند ومتوجه سود آوری این روش ها در بورس انگلستان شد

ند.
لویچ وتوماس (۱۹۹۳)به بررسی قابلیت پیش بینی ۵ارزمهم جهانی ،یعنی دلار امریکا ،فرانک سویس ،ین ژاپن ،مارک المان وپوند انگلیس دردوره زمانی ۱۹۷۶تا۱۹۹۰پرداختند وبه این نتیجه رسیدند که استفاده از تحلیل تکنیکال در میتواند به سود اوری منجر شود.
گنسی (۱۹۹۸)در بررسی خود از روش های رگرسیونی و میانگین متحرک برای پیش بینی شاخص داوجونز در بورس ایالات متحده کمک گرفت سالهای مورد بررسی ار۱۸۹۷تا ۱۹۸۸بود. نتیجه استفاده از میانگین متحرک سود بیشتری نسبت به روش رگرسیونی دارد.
ونگ (۱۹۹۷)تحقیق خود را برروی شاخص بورس هنگ کنگ انجام داد روش به کار گرفته شده توسط او میانگین متحرک بود وبه این نتیجه رسید که به کار گیری میانگین متحرک می تواند باعث سود آوری شود .آلن وکارجاینن (۱۹۹۹)ازالگوریتمهای ژنتیک برای ایجاد قواعد معاملاتی تکنیکی استفاده نمودند وپی بردند که اگر چه در محیط معاملاتی گران ،بازدهی های زیاد واضافی ایجاد نمی کند ،ولی قدرت پیش بینی کنندگی دارند.

سالیوان وهمکاران (۱۹۹۹)افزایش کارایی بورس امریکا طی چند ده اخیررامورد تایید قرارمی دهند. برطبق این تحقیق دربین سالهای (۱۹۸۷تا۱۹۹۶)روش خرید ونگهداری بازده بیشتری نسبت به روش های تکنیکی دارد ولی برخی ازروشها منجربه سود اوری درطی ۹۰سال نسبت به قاعده بروک وهمکاران ،۱۹۹۲شده ومشابه این نتایج برای شاخص استاندارداند پورز ۵۰۰ نیز بدست امده است .
رانتر ولیال ، ۱۹۹۹ پژوهشی بازده ده قاعده تکنیکال را در ده ک

شور درحال توسعه مورد

بررسی قرارداد .کشورها شامل کره جنوبی ،برزیل ،شیلِی،ارژانتین ،هند،تایوان،مکزیک ،تایلند،مالزی وفیلیپین بود وسال مورد بررسی ۱۹۸۲تا۱۹۹۵راشامل می شد که در۸۲بررسی از۱۰۰بررسی توانایی پیش بینی دارند .
لو وهمکاران ،۲۰۰۰ دربورس ایالات متحده روش سیستماتیک برای تشخیص الگوی تکنیکی موثر دربازار بین سالهای۱۹۶۲تا۱۹۹۶استفاده کردند ومتوجه شدند که چندین شاخص تکنیکی ،افزایش اطلاعات ارائه کردند که برای سرمایه گذاران مفید است.
تیان وهمکاران ،۲۰۰۲ دربررسی خود ۴۱۲قاعده تکنیکال رادربازار کشورهای چین وایالات متحده بررسی ومشاهده کردند که ازسال ۱۹۷۵ این تکنیکها با لحاظ کردن هزینه معاملات کارایی ندارند .ولی دربازارچین همچنان سود آور هستند .
وانگ منزور وچو با کمک گرفتن از روش های میانگین متحرک تکی ،میانگین متحرک دو تایی ،وشاخص قدرت نسبی ،برروی شاخص صنعتی تامز استریت سنگاپور به منظور زمان بندی بازارسهام برای ورود ویا خروج ازآن بررسی کردند، ونتیجه اینکه با در نظر گرفتن هزینه معاملات شاخص های تکنیکی نقش مفیدی دراین زمان بندی ایفا می کنند.

کوان وکیش (۲۰۰۲)به بررسی سود آور بودن روش های تکنیکی برروی دوشاخص بورس نیویورک و نزدک دربین سالهای ۱۹۶۲تا۱۹۹۶مورد بررسی قراردادند ، دوره مورد بررسی به دوره های کوتاه تر تقسیم وهردوره کوتاه تربه طور جداگانه مورد بررسی قرارگرفت .ونتایج با دوره کلی مورد مقایسه قرارگرفت .
روشهای تکنیکال مورد بررسی شامل میانگین متحرک ساده ،مومنتوم وحجم بود.نتیجه این که سود آوری روشهای تکنیکال از روش خرید ونگهداری بیشتر بود .
دردوره های کوتاه تر مورد بررسی قرار گرفت ،در دوره آخر از قدرت پیش بینی ان کاسته شد،واین به دلیل افزایش سرعت گسترش اطلاعات وافزایش کارایی بازار بود .
(لای ،بالاچاندر ومات نور) قابلیت پیش بینی قاعد تکنیکی بازدهی های روزانه شاخص مرکب در بورس مالزی بین سالهای ۱۹۷۷تا ۱۹۹۹بررسی کردند. این سالها شامل دوران رونق وهم شامل دوران رکود بود. با استفاده از روش های قواعد میانگین متحرک وروش های ازمون نسبت واریانس نشان دادند حتی با لحاظ کردن هزینه معاملات قواعد تکنیکال بازدهی بالاتر از میانگین به دست اوردند .وهردو این روشها نسبت به روش خرید ونگهداری بازدهی بهتری دارند .

چنگ وهمکاران (۲۰۰۳)با ترکیبی از چند قانون تکنیکی درتمام شاخص های بورس هنگ کنگ وشاخص اصلی ۳۷ بورس سراسرجهان پرداختند،نتیجه اینکه نتوانست در بورس امریکا وهنگ کنگ سودی بیشتر از روش خرید ونگهداری بدست اورد ولی در کل سود در بورس های نوپا اسیایی وامریکای جنوبی از بورس کشور های پیشرفته بیشتر بود .نتیجه این تحقیق نشان از تاثیر بسیار زیاد حجم معاملات در سود آوری روش های تکنیکال بود .

چانگ وهمکاران، ۲۰۰۴ درتحقیقی شامل۱۱کشور( مالزی ،مکزیک،شیلی ،هند ،برزیل ،فیلیپین،تایلند،کره جنوبی،تایوان،اندونزی ،آرژانتین)ومقایسه ان با بازارهای کشورهای پیشرفته مانند ایالات متحده وژاپن پرداختند نتیجه اینکه استفاده از این قوانین در بازارهای نوپا به صورتی کارا می تواند به سود آوری بیشتری نسبت به روش خرید ونگهداری منجرشود . ومتوجه شدند،میانگین متحرک درمجموع سود بیشتری نسبت به روش حدود حمایت ومقاومت ایجاد می کند.و همچنین با اضافه کردن هزینه معاملات تعداد قابل توجهی از قوانین تکنیکال همچنان سود اور باقی ماندند.
الیس وپاربری ، ۲۰۰۵ نیز دو شاخص میانگین متحرک رابرای سه شاخص بورس استرالیا ،داوجونز واس اند پوز بررسی کردند ،بعد ازلحاظ کردن هزینه معاملات نتیجه عدم کارایی میانگین سازگار بودواین رابه دلیل کارایی بازار دانست.
نفتسی،۱۹۹۱ در مطالعه ای به بررسی مفید بودن تحلیل تکنیکال در پیش بینی شاخص داوجونزو استفاده برای شرکتهای مختلف بین سالهای ۱۹۱۱تا ۱۹۷۶پرداختند.وبه این نتیجه رسیدن که میانگین متحرک برای پیش بینی شاخص صنعتی داوجونز می تواند مفید باشد.
رودریگزو همکاران (۱۹۹۹) در تحقیقی به بررسی عملکرد میانگین متحرک متغیر ومیانگین متحرک ثابت و شکست خطوط روند در پیش بینی حرکت قیمت سهام در بازار سهام مادرید در دوره زمانی ژانویه ۱۹۶۶تااکتبر۱۹۹۷بود.در تحقیق از داده های روزانه برای شاخص کل استفاده شد و نتیجه حمایت قوی از سودآوری روش تکنیکال در دوره مورد بررسی بود .
لی بارون وهمکاران )۱۹۹۲) در تحقیقی به بررسی عملکرد دو روش رایج تحلیل تکنیکال یعنی میانگین متحرک و شکست خطوط روند در پیش بینی شاخص داوجونز بین سالهای ۱۸۹۷تا۱۹۸۶پرداخت .ونتیجه حمایت قوی از تحلیل تکنیکال بود .ونتیجه دیگری که در این تحقیق به دست آمد، سیگنالهای خرید مناسب تر از سیگنال فروش می باشد.
آتمه وهمکاران (۲۰۰۴) به بررسی عملکرد میانگین متحرک در بازار اوراق بهادار اردن پرداختند .در این تحقیق بازده بدست آمده از میانگین های مختلف مورد آزمون قرار گرفت ،بر اساس مدارک استفاده از تحلیل تکنیکال بعد از لحاظ شدن هزینه معاملات نیز میتوانددر پیش بینی قیمت آینده سهام مفید باشد.

وینگ وهمکاران (۲۰۰۳) با مورد توجه قرار دادن استفاده از تحلیل تکنیکال در شناسایی زمان ورئد وخروج به بازار سرمایه به بررسی عملکرد شاخص های پیرومانندمیانگین متحرک و شاخص قدرت نسبی در بازار سهام سنگاپور پرداختند و نتیجه تحقیق نشان داد که می تواند بازده مثبت معنی داری تولید کند و استفاده از شاخص های تکنیکال باعث سود دهی قابل توجه در بازار سهام سنگاپور می شود .

روی وهمکاران (۱۹۹۶) در تحقیقی به مطالعه رفتار شاخص های تکنیکال در بررسی چهار کالادر قرار دادهای آتی پرداختند شاخص های تکنیکال مورد بررسی آنها دو میانگین متحرک بود براساس مدارک بدست آمده در صورتی که سیگنالهای خرید وفروش با تغییرات شرایط بازار وقف داده شود با عث پیش بینی قوی انچه به زودی رخ می دهد می شود .و می تواند کلید موفقیت بازار باشد .

۲-۱۱-۲تحقیقات صورت گرفته در داخل کشور:
حسن امیری هنزکی در سال ۱۳۷۴به بررسی نقش تحلیل تکنیکال در تجزیه وتحلیل اورا ق بهادار پرداخت .و نتیجه ان مشخص گردید که حرکت قیمت ها در بورس اوراق بهادار غیر تصادفی بوده ودارای روند می باشد . و میتوان از تحلیل تکنیکال برای به دست اوردن منافع بیشتر در بازار اوراق بهادار تهران استفاده کرد.
فدایی نژاد در سال ۱۳۷۵ در تحقیقی به بررسی کارایی بورس اوراق بهادار تهران پرداخت ومتوجه شد که بازار دارای روند خاصی بوده ومی توان از اطلاعات گذشته سهم قیمت اتی سهام را پیش بینی کرد.
مسعود زالی در تحقیقی به بررسی سودمندی روش تحلیل تکنیکی به تجزیه تحلیل اوراق بهادار تهران در سالهای ۱۳۷۱تا۱۳۸۳پرداخت نتایج تحقیق نشان داد که روشهای میانگین متحرک دارای قابلیت پیش بینی می باشدو می توان از ان برای به دست اوردن منافع بیشتر روش خرید ونگهداری سهام استفاده کرد.
چراغی درسال ۱۳۸۲در تحقیق با عنوان پیش بینی قیمت سهام در چار چوب مل تحلیل تکنیکی در فاصله زمانی ۷۷و۷۸ در بورس اوراق بهادار تهران انجام داددر این تحقیق نمونه قیمت سهام شرکت شهد ایران بودکه با روشهای مختلف تحلیل تکنیکال مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که برخی از شاخص ها ،علامت خرید وفروش اشتباه صادر می کنند ودر بسیاری از موارد نیز زمان بهینه خرید وفروش را نشان می دهند و می توان با استفاده از جمیع شاخص ها در کنار یکدیگر به نتایج مثبتی دست یافت .
در تحقیقی در سال ۱۳۸۴توسط الیاس حیدری به نام بررسی کارایی میانگین متحرک در بورس اوراق بهادار تهران انجام شد و به این نتیجه رسید که میانگین متحرک به عنوان یک روش پیش بینی در بورس اوراق بهادار تهران به کسب سود اضافی منجر نمی شود.
در سال ۱۳۸۵ تحقیقی توسط حسنعلی وجواد خان بابایی صورت گرفت به نام بررسی بازدهی میانگین متحرک ساده دو گانه وخرید ونگهداری در بورس اوراق بهادار انجام داد وبه این نتیجه رسید که در دوره زمانی سه ساله ویک دوره شش ماهه میانگین بازدهی هردو روش یکسان بنابراین هر دو روش مفید وقابل اعتما د تشخیص داده شد.

فصل سوم
روش‌ اجرای تحقیق

۱-۳ مقدمه

روش هایی که انسان برای پاسخ به سئوالات خود انتخاب میکند ،متفاوت وگوناگون هستند ،انتخاب بهترین روش از بین روشهای موجود راه رابرای تحقیق هموار تر می کند،وازسر در گمی محقق جلوگیری میکند روش شناسی تحقیق ،جز اصلی هر تحقیق علمی می باشد.با انتخاب روش درست محقق سریع تر به هدف خود می رسد،از نظر پارسونز روش شناسی عبارت است از بررسی کلی اعتبار شیوه های علمی ونظام های انها.لازارسفلد وورزنبرگ معتقدند که روش شناسی عملیات مربوط به جریان تحقیق را برای پدید آوردن انچه با ان سازگاری دارد وشایسته است که در دفعه بعد مد نظر قرار گیرد،تدوین کند (کیا ،۱۳۸۲ ،ص ۸۹)۱ .

۲-۳روش تحقیق:
تحقیقات را می توان از ابعاد مختلف طبقه بندی کرد که اگر بخواهیم این روش را از نظر روش تحقیق بر مبنای هدف تقسیم بندی کنیم، این تحقیق از نوع کار بردی می باشد و اگر بخواهیم از نظر روش تحقیق بر مبنای روش دسته بندی کنیم تحقیق حاضر از نوع توصیفی می باشد. تحقیق توصیفی شامل جمع اوری اطلاعات برای آزمون فرضیه یا پاسخ به سئوالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مورد مطالعه می شود،و هدف توصیف جز به جز یک موقعیت یا یک رشته شرایط است (خاکی،۱۳۸۶،ص۲۱۰)۲

۳-۳اهداف تحقیق:
هدف از انجام این تحقیق بررسی سود آوری شاخص های متداول تحلیل تکنیکی در بازار بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
در ابتدا به بررسی سود آور بودن استفاده از این شاخص ها پرداخته می شود و سپس این دو شاخص از نظر بازده و ریسک با هم مقایسه شده.
سالهای مورد بررسی را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد :
۱-دسته ی زمانی می باشد که که شاخص بورس روند صعودی را طی کرده که از ابتدای سال ۸۰تا تاریخ ۲۲/۹/۱۳۸۳یعنی ۸۹۵روز کاری بورس اوراق بهادار را شامل می شود.

۲-دسته دوم شامل زمانی می باشد که شاخص روند نزولی طی کرده و از تاریخ۲۳/۹/۱۳۸۳ تا تاریخ ۱۳/۹/۱۳۸۷را شامل می شود .یعنی ۸۹۵روز کاری بورس اوراق بهادار را شامل می شود .
هدف از این تحقیقاین است که در صورت به کار گیری این دوشاخص تکنیکال میانگین بازده و ریسک سرمایه گذار در گروه فلزات اساسی بورس اوراق بهادار به چه میزان خواهد بود ؟و آیا به کار گیری این دو روش تکنیکال در بورس اوراق بها دار به نفع سرمایه گذاران می باشد؟ ومیانگ

ین ریسک وبازده سهام در صورت استفاده از هریک از این روشها به چه میزان است . ومیانگین بازده وریسک سهام دو روش با یکدیگر مورد مقایسه قرار می گیرد.

۴-۳فرضیه های تحقیق :
۱-۴-۳فرضیه اصلی اول:
میانگین بازده سهام بااستفاده از شاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهاداربیشترازمیانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه )می باشد.
فرضیه فرعی اول :میانگین بازده سهام با استفاده ازشاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی دربورس اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بورس بیشتراز میانگین متحرک همگراواگرا(سه گانه ) می باشد.
فرضیه فرعی دوم :میانگین بازده سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی در شرکتهای فلزات اساسی دربورس اوراق بهادار در زمان کاهش شاخص کل بورس بیشتراز میانگین متحرک همگراواگرا(سه گانه)می باشد.
فرضیه فرعی سوم :میانگین بازده سهام بااستفاده ازشاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهادار درزمان رشد شاخص کل بورس بیشترازمیانگین بازده سهام باشاخص قدرت نسبی در زمان کاهش شاخص کل بورس اوراق بهادار می باشد.

فرضیه چهارم:میانگین بازده سهام با استفاده از میانگین متحرک همگرا واگرا (سه گانه)در شرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بورس بیشتر از میانگین بازده سهام با میانگین همگراواگرا (سه گانه) درزمان کاهش شاخص کل بورس اوراق بهادار می باشد.

۲-۴-۳فرضیه اصلی دوم:

میانگین ریسک سهام بااستفاده از شاخص قدرت نسبی در شرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهاداربیشتر بیشتر ازمیانگین متحرک همگرا واگرا (سه گانه)است.

فرضیه فرعی اول:میانگین ریسک سهام استفاده از شاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهاداردر زمان رشد شاخص کل بورس بیشتر از میانگین متحرک همگراواگرا(سه گانه)می باشد .
فرضیه فرعی دوم :میانگین ریسک سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهاداردر زمان کاهش شاخص کل بورس بیشتراز میانگین متحرک همگراواگرا (سه گانه)می باشد.
فرضیه فرعی سوم:میانگین ریسک سهام بااستفاده از شاخص قدرت نسبی درشرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهاداردرزمان رشد شاخص بورس بیشترازمیانگین ریسک سهام با شاخص قدرت نسبی در زمان کاهش شاخص می باشد.
فرضیه فرعی چهارم : میانگین ریسک سهام با استفاده از میانگین همگرا واگرا(سه گانه) در شرکتهای فلزات اساسی بورس اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بیشتر از ریسک سهام با میانگین همگرا واگرا(سه گانه)در زمان کاهش شاخص کل است .

۵-۳جامعه اماری:
جامعه اماری مورد مطالعه در این تحقیق شامل کلیه شرکتهای گروه فلزات اساسی بورس اوراق بهادار تهران می باشد.که در طی سال ۸۰در بورس پذیرفته شده و سهامشان مورد معامله قرار گرفته شده باشد.وبه دلیل اینکه با تغییرات قیمت در طول زمان می توان سیگنال درست تحلیل تکنیکال راشناسایی کرد ، شرکتهایی که حداقل در ۱۰درصد روزها مورد بررسی در طی دوره تحقیق نماد شان باز باشد ،در جامعه اماری تحقیق قرار گرفته اند.

جامعه اماری این تحقیق ۱۲شرکت که نام انها در جدول زیر امده راشامل می شود.دلیل دیگر انتخاب این جامعه اماری مثبت بودن سود هر سهم ان دربیش از نود درصد طول دوره مورد مطالعه می باشد.

  راهنمای خرید:
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.