مقاله همسر آزاری


در حال بارگذاری
23 اکتبر 2022
فایل ورد و پاورپوینت
2120
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

  مقاله همسر آزاری دارای ۳۳ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله همسر آزاری  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله همسر آزاری،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن مقاله همسر آزاری :

همسر آزاری

همسرآزاری از آسیب های اجتماعی پنهان است که معمولاً در محیط بسته خانه شکل گرفته و سبب عدم اطمینان و از هم گسیختگی کانون خانواده می شود. قربانیان اصلی خشونت در محیط خانواده، در مرحله نخست، زنان و پس از آن کودکان و سالمندان و سرانجام مورد توجه و بررسی کارشناسان قرار گرفته و شاید بهترین دلیل برای توجه به این امر، مطرح شدن مسئله حقوق زنان و آگاهی این قشر از حقوق و مزایای خود در برابر همسرانشان است.
مقوله همسرآزاری از جمله اخبار داغی است که اگر هر روز هم در صفحات حوادث روزنامه ها دیده نشود، دست کم هر چند روز یک بار با مطالبی به صورت گزارش یا مقاله های

گوناگون به آن پرداخته می شود.

در اینجا کوشیده ایم تا با نگاهی گزارش گونه و تحلیلی این مسئله را مورد بررسی قرار داده و به نکات و راه کارهای تازه ای در این باره اشاره کنیم.

پدیده ای با عنوان آزار همسر و فرزندان مقوله ای است که به

طور طبیعی در هر جامعه ای به صورت های گوناگون وجود دارد.
خشونت فیزیکی و بدنی مانند صدمه زدن به اشیای منزل و ضرب و شتم همسر یا خشونت روانی و کلامی مانند تحقیر، بهانه جویی نسبت به چهره و شرایط

جسمانی زن و ابراز تنفر نسبت به بستگان وی و همچنین خشونت اجتماعی شامل منع اشتغال و تحصیل، ممنوعیت ارتباط با بستگان حتی به صورت تلفنی که بیشتر در استان های غربی کشور شایع است. خشونت اقتصادی مانند نپرداختن خرجی و در نهایت صدمات و آزارهای جنسی از طریق تحمیل نسبت به همسر و در معرض فحشا و فساد قرار دادن وی به خاطر اعتیاد و غیره، مهم ترین و شایع ترین انواع همسرآزاری مردان نسبت به زنان است.
به طور کلی از هر ۱۰ زن، پنج نفر و از ۱۰ مرد، سه نفر یا بیشتر مورد آزار روحی و جسمی توسط همسر خود قرار می گیرند که آمار آزار جسمی در زنان بیشتر ا

ست. برای ریشه یابی چرایی و عوامل موثر در ایجاد و شکل گیری همسرآزاری، ابتدا باید تعریف جامع و مانعی برای آن ارائه داد.
برای همسر آزاری مصادیق بسیاری می توان یافت که نمونه بارز آن

امعه پذیری فرد، نحوه پرورش وی، فقر فرهنگی و مسائل اقتصادی در همسرآزاری نقش زیادی دارند.
دکتر محمدرضا شمس انصاری ریشه های همسرآزاری را علاوه بر اختلالات روحی و روانی زوجین، فشارهای محیطی نیز می داند و می گوید: «فشارهای مالی، اقتصادی و اجتماعی و نیز به دلیل این که فرد قادر نیست به خوبی از پس اداره زندگی خود برآید، سبب ایجاد انگیزه برای آزار همسر به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه می شود. اختلالات شخصیتی و زمینه های ژنتیکی هم از دیگر عوامل همسرآزاری است.»
این روان پزشک پزشکی قانونی می افزاید: «گاهی زن و شوهر پیش زمینه ذهنی داشته و تحریک پذیر می شوند و از نظر فکری منتظر جرقه ای برای آزار یکدیگرند. علاوه بر اینها، مهریه های سنگین و بعضاً غیرقابل پرداخت و دخالت اطرافیان نیز به این امر دامن می زند.»
دکتر شمس انصاری عدم علاقه و وابستگی زوجین به هم را نیز یکی دیگر از این عوامل می داند. وی بر این باور است که آزار همسر لزوماً آگاهانه صورت نمی گیرد و ادامه می د

هد: «در بیشتر مواقع فرد نمی داند که حرکات و رفتارش برای طرف مقابل آزاردهنده است. از سویی هم مشاهده کتک ها، ناسزاها و رفتارهای ناشایست در خانواده و نیز داشتن افکار خرافی و نادرست از جمله شک به همسر و ترس از خیانت وی در خانواده، سبب نقش بستن این عوامل در ضمیر ناخودآگاه فرد و تأثیر در زندگی وی می شود.»پژوهشگران نیز بر این باورند که در حقیقت، ریشه همسرآزاری تک علتی نبوده و عوامل بسیاری به ویژه اعتیاد و الکلیسم با آن رابطه ای نزدیک دارند.
همسرآزاری همان که پیشتر هم گفته شد، خاص یک جامعه نبوده و معمولاً هم زنان بیش از مردان قربانی چنین آزارهایی می شوند. به طوری که در انگلستان از هر ۱۰ زن یک زن به حد مرگ از شوهر خود کتک می خورد. در ایالت متحده نیز در هر ۱۵ ثانیه زنی مورد تهاجم قرار می گیرد و این به روشنی نشان می دهد که خشونت علیه زنان، حتی در کشورهای به اصطلاح پیشرفت

ه نیز وجود دارد.
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همسرآزاری و به ویژه زن آزاری، بخشی از فرهنگ و روال طبیعی زندگی بوده و زنان نیز آن را به عنوان یک مسأله عادی در زندگی خود پذیرفته اند. برای نمونه، به کار بردن جملاتی مانند مرد اگر زنش را کتک نزد مرد نیست یا غ

یرت ندارد و ; خود سبب ایجاد فرهنگ همسرآزاری در این جوامع می شود. در عربستان زن از حق و حقوق پایینی برخوردار است؛ تا آنجا که حق رأی، رانندگی، وکالت و; را ندارد و البته به آن معترض نیست! گاه همسران، به ویژه مردان چنین می اندیشن

د که با آزردن همسر خود و اختیار کردن همسر دیگری، زندگی شان بهتر خواهد شد و از این واقعیت غافلند که امکان دارد زندگی تازه از آنچه که پیش از

این بود هم بدتر باشد.
این حقوقدان بر این باور است که در حقیقت برخی خشونت ها علیه همسر نسبی بوده که به فرهنگ یک جامعه بستگی دارد و نمی توان آن را به تمام جوامع تعمیم داد. وی در این باره می افزاید: «نظر به این که بیشتر خشونت ها علیه زنان صورت می گیرد، هر قدر زنان از حقوق خود آگاه تر باشند، این موضوع نیز کمرنگ تر می شود. در واقع می تو

ان گفت که با اصلاح قوانینی که به ضرر و زیان زنان است، این مسئله کمتر می شود.»
اصولاً هرچه فرهنگ ضعیف تر و سواد کمتر باشد، آزار همسران نسبت به هم بیشتر و به صورت آزار جسمی شایع است. در طبقات مرفه و تحصیل کرده این معضل بیشتر به صورت آزار روانی وجود دارد که عوارض آن، گاه از آزار جنسی به مراتب بدتر است. همسرآزاری به طور کلی بیشتر متوجه زنان است؛ اما گاه مردانی که سن بالا و قدرت بدنی کمتری دارند یا دارای نقص و ایراد جسمی هستند نیز ممکن است توسط همسر خود که از آنان جوان تر است، مورد آزار قرار گیرند. به گفته دکتر خرمشاهی، بر اساس پژوهش های انجام شده، زنانی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند به طور تقریبی ۱۱ درصد بی سواد، ۴۸ درصد دارای سواد ابتدایی، ۳۸ درصد دیپلم و سه درصد بالاتر از دیپلم بوده اند.
همسرآزاری آسیبی است که به آسانی می تواند مقدمه ای باشد برای ابتلا به بیماری های صعب العلاج روحی و روانی. ایجاد انواع دردهای معده، پادرد، سردرد، ریزش مو، بیماریهای قلبی و همچنین افسردگی، بیماریهای روانی و; پیامد آزار و اذیتی است که همسران به صورت ناخواسته یا خودخواسته به یکدیگر روا می دارند.

دادگاه خانواده، راهی برای رهایی افراد- به ویژه زنان- برای مبارزه با آزار همسر و حفظ بنیان خانواده به خاطر فرزندان ابتدا راه حل صبر و بردباری پیش گرفته و در نهایت برای رهایی به دادگاه خانواده می روند؛ اما همیشه هم انگیزه مراجعه به دادگاه جدایی از همسر نیست و همیشه هم ماجرا به نفع فرد شاکی تمام نمی شود در پژوهشی که بر روی مراجعان به دادگاه خانواده صورت گرفته است، ۶۰ نفر از صد نفر زنی که مورد آزار شوهرانشان قرار گرفته بودند، به دادگاه مراجعه کرده و ۳۱ درصد آنها صرفاً برای طلاق، ۶۰ درصد تنها برای زهرچ

شم گرفتن و تنبیه شوهر و الباقی به خاطر تشکیل پرونده و ایجاد سابقه برای اتفاقات احتمالی در آینده به آنجا آمده بودند.
در راهروهای دادگاه خانواده زنانی به چشم می خورند که هر یک با چهره های نگران و توأم با تشویش و اضطراب در پی احقاق حقوق خود آمده اند.این روزها دادگاه های خانواده چنان مملو از این زنان است که جایی برای راه رفتن ندارند. در پزشکی قانونی نیز چه بسیار زنانی دیده می شوند که آمده اند تا آثار ضرب و جرحی که بر آنان وارد شده را در آنجا ثبت و حق خود را طلب کنند.
زنی ۴۲ ساله که به دادگاه خانواده آمده بود، می گفت: «۱۰ سال است که با شوهرم ازدواج کرده ام که کارگر خانه ما بود. پس از ازدواج، دو دانگ از خانه ام را به نامش کردم. پس از چندی چون بچه دار نشدم، مرا تهدید کرد که اگر بقیه خانه را به نامش نزنم، دوباره ازدواج خواهد کرد تا بچه دار شود. من ساده وقتی این کار را کردم، متوجه شدم وی پنج سال است که ازدواج مجدد کرده و حالا به دنبال این هستم که خانه را از او پس بگیرم. او به اندازه ای آزارم می دهد تا مهرم را ببخشم و مرا طلاق دهد.»
زنی ۲۴ ساله با گریه می گفت: «پس از ازدواج متوجه شدم که شوهرم الکلی و معتاد به مواد مخدر است. هنگامی که اعتراض کردم، مرا خام کرد و شبی به من گفت که تو هم استفاده کن. من هم چند بار پس از استفاده، احساس کردم که دارم عادت می کنم. روزی متوجه شدم که شوهرم به من خیانت کرده است. وقتی اعتراض کردم، به من گفت که اگر اعتراض کنی به خانواده ات می گویم که حشیش مصرف می کنی;»

مردی ۳۹ ساله که با چهره ای برافروخته در راهروی دادگاه خانواده با کلافگی قدم می زد، می گفت: «از شش ماه پیش، همسرم دائماً در فکر بود و با من بدرفتاری می کرد تا او را طلاق دهم. من به خاطر پسر دوساله ام که نمی خواستم بی مادر شود، این کار را نکردم.»
وی نگاهی به دوروبرش می اندازد و می گوید: «همسرم غذا نمی پخت، به کارهای خانه نمی رسید و همه اش داد و فریاد به راه می انداخت. روزی به خان

ه آمدم و دیدم که به همراه بچه از خانه رفته و تا امروز در هر جا سراغ آنها را گرفته ام، کسی از آنها خبری ندارد و نتوانسته ام پیدایشان کنم.»
مسئولان مراجع قضایی کشور، عوامل بسیاری را از جمله مهریه های سنگین باعث به وجود آمدن چنین معضلاتی می دانند. قاضی حسینی ضمن بررسی این عوامل می گوید: «مهریه های سنگین که این روزها وجود دارد، گاه سبب اختلاف و درگیری زوجین با همدیگر می شوند، علاوه بر آن، مرد برای خلاص شدن از پرداخت مهریه، به قدری زن را مورد آزار قرار می دهد تا مهرش را ببخشد و جانش را رها سازد!»
رئیس شعبه ۲۶۱ دادگاه خانواده می افزاید: «برای انسان اعم از زن و مرد، قانون ضوابط و مقررات ویژه ای مشخص کرده و البته بالاتر از قوانین جاری هر کشور، بحث مسائل اخلاقی و پای بندی به مسائل دینی و اعتقادی است. چنانچه از چارچوب ترسیم شده در تعاریف قانونی، اخلاقی و اعتقادی به ضرر شریک زندگی حرکت شود، با این رفتار موجبات رنجش خاطر وی را فراهم می کند.»
قاضی حسینی بر این باور است که برخی علل همسرآزاری ازدو

اج های هوسی و زودگذر است که دو طرف به اندازه کافی از یکدیگر شناخت ندارند و پس از مدتی به آزار هم روی می آورند.
از لحاظ آماری معمولاً برای همسر آزاری اطلاعات درستی در دست نیست،چرا که دست کم در کشور خودمان، زنانی که مورد آزار و تهاجم قرار می گیرند؛ اغلب به

خاطر حفظ آبرو و بنیان خانواده یا وساطت فامیل این مسئله را کتمان کرده و حتی به دادگاه خانواده نیز مراجعه نمی کنند. عده ای هم از ترس بیشتر شدن آزارها، سکوت را به اعتراض ترجیح می دهند.
هر چند برای رهایی از آزار همسر راه های گوناگونی از جمله استفاده از قانون از طریق مراجعه به دادگاه های خانواده وجود دارد؛ اما این روش همیشه هم کارساز نبوده و تنها به صورت مقطعی بر این معضل سرپوش می گذارد.
کارشناسان بر این باورند که فرد همسرآزار، به ویژه فردی که به طور ناخودآگاه همسرش را آزار می دهد؛ اگر به خود نیاید، همواره این رویه را ادامه خواهد داد.
تجربه نشان داده که بهترین راهکار برای هر معضل و مسئله ای، در وهله نخست پیشگیری از آن و عوامل ایجاد کننده آن است. از این رو لازم است که هم خانواده ها و هم جامعه برای ایجاد و شکل گیری یک فرهنگ درست و ریشه یابی چرایی چنین معضلاتی بکوشند.
بالا بردن سطح آگاهی افکار عمومی از طریق رسانه، بهبود و ثبات اقتصادی، تربیت افراد و آموزش از کودکی و انجام مشاوره با کارشناسان می توانند از برخی مشکلات در خانواده بکاهند، باید به جوانان آموخت که نخست چرا و با چه هدف و منظوری تصمیم به ازدواج گرفته و ازدواج می کنند. در ثانی صرف ازدواج کردن و شروع زندگی مشترک آن قدرها مطرح نیست که حفظ و ادامه منطقی آن.
همسران باید به این باور برسند که شریک زندگی آنها نه تنها دشمنشان نیست؛ بلکه یگانه کسی است که در نهایت آنها را حمایت خواهد کرد و می توانند در شادی و غم مرهمی باشند بر روی زخم های یکدیگر و به هم تکیه کنند:
ما زمانی بهترین یاران عالم بوده ایم
در صف شادی و غم پشت سر هم بوده ایم

بی تعارف ما زمانی عاشق هم بوده ایم
روی زخم یکدگر همواره مرهم بوده ایم;
آنها باید بدانند که در دنیای ماشینی امروز، بستگان و فرزندان هر قدر هم که به آنها علاقه مند باشند و خود را موظف به رسیدگی به والدین در زمان پیری بدانند، باز هم نمی توانند جای خالی یک همسر خوب را برای والدین خود پر کنند.
اگر حسن نیت، عدم حساسیت های بیجا، همدردی و صداقت در بین زوجین وجود داشته باشد و طرفین ضمن انعطاف پذیری با یکدیگر هماهنگ شوند، کمتر شاهد خشونت و دعوا در خانواده ها خواهیم بود. در عین حال با چنین رویه ای در محیط خانواده، آموزش های غیرمستقیمی نیز درباره نحوه برخورد و رفتار با همسر به فرزندان داده می شود. بدین ترتیب آنها به طور ناخودآگاه می آموزند تا در آینده در زندگی مشترک خود چگونه با همسران شان به درک متقابل برسند.
خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان بزرگترین رسوایى حقوق بشر در عصر جدیداست. این جمله اى است که یکى از مسؤولان سازمان عفو بین الملل بر زبان مى آورد ومعتقد است که این معضل فراگیر و شامل تمام فرهنگ ها و جوامع فقیر و غنی مى شود.
معضلى جهانى که البته از دیدگاه مدافعان حقوق بشر، قابل توقف ودرمان پذیر است، مشروط بر آنکه دولت ها همکارى کنند ؛ قوانین اصلاح شوند؛ زنان به حقوق خوی

ش آگاه شوند ویک نهضت جهانى در حذف خشونت علیه زنان شکل گیرد تا خشونت در خانواده ، خصوصى تلقى نشود وخشونت در چارچوب جنگ ها وبحران ها نیز موضوعى ملى به شمار نیاید.
درسال ۱۹۹۳ براى نخستین بار جامعه بین المللى حقوق بشر، رسماً خشونت علیه زنان را حتى در زندگى خصوصى خانواده ها، به عنوان یکى از موارد نقض بنیادین ح

قوق بشر به رسمیت شناخت. در همان سال در کنفرانس جهانى حقوق بشر در وین، حقوق زنان ودختران به عنوان جزء لاینفک حقوق بشر اعلام شد و خشونت جنسى و همه اشکال آزار و بهره کشى جسمى، جنسى و روانى ناشى از تبعیض ، تعصب فرهنگى و قاچاق بین المللى زنان، مغایر با کرامت و حرمت انسان شناخته شد.
پروانه هاى فراموش ناشدنى
تعیین روز جهانى مقابله با خشونت علیه زنان به ۲۵ نوامبر ۱۹۸۱ ، یعنى ۲۴ سال قبل بر مى گردد.دراین تاریخ و در اولین جلسه بزرگ فمنیست هاى آمریکاى لاتین، که در بوگوتا پایتخت کلمبیا برگزار شده بود، ۲۵ نوامبر سالروز قتل «خواهران میرابال» به دست

رژیم نظامى مورد حمایت آمریکا در دومنیکن به عنوان روز جهانى مقابله با خشونت علیه زنان انتخاب شد.
خواهران میرابال در سال ۱۹۶۰ در راه مبارزه براى دموکراسى به طرز فجیعى توسط رژیم «تروخیلو» کشته شدند.

پاتریا، مینروا وماریا ترزا سه خواهر بودندکه در جمهورى دومنیکن زندگى مى کردند و همراه همسرانشان در چارچوب یک نهضت دموکراسى خواه درصدد سرنگونى رژیم نظامى ژنرال تروخیلو بودند. رژیم تروخیلو همانند اکثر رژیم هاى نظامى آمریکاى لاتین از دیدگاه آمریکا سدى در برابر نفوذ کمونیسم به شمار مى رفت.
این سه خواهر که دو تن از آنان دانشگاهى بودند، بارها بازداشت و تحت فشار قرار گرفتند و یکى از آنان، یعنى پاتریا بنیانگذار نهضت مقاومت سرى علیه تروخیلو بود. در نوامبر ۱۹۶۰ ژنرال تروخیلو اعلام کرد که دو مشکل اساسى اوکلیسا و این خواهران هستند.
چند روز پس از این سخنان، خواهران میرابال در حالى که قصد رفتن به زندان وملاقات با همسرانشان را داشتند، در یک تصادف رانندگى مشکوک جان سپردند، اگرچه تروخیلو یک سال پس از این واقعه در اثر مبارزات مردمى از کار برکنار شد.
خواهران میرابال که «پروانه هاى فراموش ناشدنى» لقب گرفته بودند، الهام بخش مبارزاتى شدند که نه تنها دردفاع از دموکراسى بلکه در مقابله با خشونت علیه زنان بود.
در دسامبر ۱۹۹۹ نیز، مجمع عمومى سازمان در هشتاد و سومین جلسه

خود، براساس گزارش کمیته اجرایى و با توافق نمایندگان ۷۹ کشور، روز

جهانى حذف خشونت علیه زنان را ۲۵ نوامبر قرار داد. طبق تعریف سازمان ملل «خشونت علیه زنان» چنین تعریف شده است:
«خشونت علیه زنان به معناى اعمال هرگونه خشونت براساس جنسیت است، که پیامد احتمالى آن صدمه یا آزار فیزیکى، جنسى ، روانى ، مالى ، آموزشى، سیاسى و اجتماعى زنان است ، صرف نظر از اینکه در محیط هاى عمومى و یا در زندگى خصوصى رخ دهد. خشونت در طول تاریخ همواره از جانب افرادى که داراى اهرم هاى قدرت (فیزیکى ، اقتصادى و اجتماعى ) بوده اند، اعمال شده است. خشونت علیه زنان تجلى تاریخى رابطه قدرت نابرابر میان زن و مرد است. خشونت به اشکال متفاوت بروز مى کند ودامنه وسیعى را در بر مى گیرد، از خ

شونت هاى بدنى تا اشکال پیچیده و پنهان آن، به صورت خشونت هاى جنسى، روانى و; و در نهایت حذف زنان ازکلیه عرصه ها.

  راهنمای خرید:
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.