مقاله مطالعه موانع بکارگیری TDABC در صنایع تولیدی اراک


در حال بارگذاری
23 اکتبر 2022
فایل ورد و پاورپوینت
2120
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

  مقاله مطالعه موانع بکارگیری TDABC در صنایع تولیدی اراک دارای ۱۲۸ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مطالعه موانع بکارگیری TDABC در صنایع تولیدی اراک  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله مطالعه موانع بکارگیری TDABC در صنایع تولیدی اراک،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن مقاله مطالعه موانع بکارگیری TDABC در صنایع تولیدی اراک :

چکیده:
توجه به عامل برنامه ریزی و تعیین اهداف سازمان بدون توجه به عامل بها یابی عملاً امری ناممکن می باشد . میزان دسترسی به اهداف و برنامه های سازمان و فرآیندهای آن به تنهایی گویای عملکرد بهره وری سازمان ها نمی باشد . سامانه بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا فرآیند بهایابی است برای تخصیص هزینه های منابع به طور مستقیم به محصولات و خدمات . هدف از پژوهش حاضر مطالعه موانع بکارگیری سامانه بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا در صنایع تولیدی اراک می باشد .

به این منظور اطلاعات ۳۶۲ شرکت تولیدی برای سال مالی ۱۳۸۹ بکار گرفته شده است . اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسشنامه طیف لیکرت جمع آوری گردیده است . فرضیه های پژوهش با استفاده از آزمون های t تک متغیره برای رد یا تأیید آنها و آزمون فریدمن برای رتبه بندی آنها مورد واکاوی قرار گرفته است . یافته های پژوهش بیانگر آن است که نبود فرهنگ لازم در مدیران مانعی برای استقرار این سامانه است و سایر فرضیه های دیگر ، آشنا نبودن مدیران مالی با تکنیک های نوین ، نبودن زمان سنجی برای محصولات ، نبود سامانه اطلاعاتی مناسب ، پایین آمدن پرداخت حق بهره وری مورد تأیید قرار نگرفت . و به دلیل این که یک فرضیه مورد تأیید قرار گرفت اولویت بندی فرضیه ها دیگر معنایی نداشت.

واژگان کلیدی : بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا ، زمان سنجی ، پرداخت حق بهره وری ، تکنیک های نوین بهایابی

مقدمه:
در دنیای امروز ، مفهوم بازار محدود به یک منطقه خاص نیست و جهانی محسوب می شود . رویکرد بهایابی برمبنای فعالیت باعث می شود که شرکت ها بتوانند سامانه های مدیریت هزینه خود را اصلاح نمایند نه این که آن را ترک کنند . سامانه بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا توان رقابتی را از طریق انتخاب ترکیبی از تصمیمات قیمت گذاری و تجدید نظر در ترکیب محصولات تولیدی به شرکت می دهد . به طور کلی سامانه بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا یک سامانه بهایابی برای کمک به مدیریت در جهت برنامه ریزی ، کنترل ، قیمت گذاری محصول و تصمیم گیری است .
در پژوهش حاضر تلاش شده موانع اجرا و پیاده سازی فرآیند بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا شناسایی گردد . امید می رود در صورت شناخت موانع استقرار این سامانه گامی برای رفع آن ها برداشته شود و زمینه های لازم برای پیاده سازی و اجرای این سامانه فراهم گردد تا در این راستا بتوان رشد اقتصادی کشور را به بیشینه رساند .

فصل اول
کلیات پژوهش

۱-۱ مقدمه
سامانه حسابداری سنتی دیر زمانی است که توان و قابلیت پاسخگویی به نیازهای مدیریت نوین و کمک به حل مسائل را در محیط های سازمانی از دست داده است . آثار ناشی از تغییرات فنآوری ، جهانی شدن تجارت ، تشدید رقابت و تغییرات سریع درانتظارت و خواسته های مشتریان و تغییرات ساختاری که در نگرش مدیریت و الگوهای سازمانی پدید آمده ، در مجموع موجب شده است که دست اندرکاران و صاحبنظران دانش و حرفه حسابداری مدیریت در بخش های مختلف دانشگاهی و حرفه ای با در هم آمیختن جنبه های نظری و کاربردی مفاهیم حسابداری مدیریت ، به ابداع روشها و تکنیک هایی برای پاسخگویی به نیازهای جدید سازمان ها و مدیران بپردازند و به حل مسائل سازمانی کمک نمایند .

( پورجهانگیری ، رامین ، ۱۳۸۵ ، ص ۲)
سامانه بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا نسل دوم سامانه بهایابی برمبنای فعالیت و یکی از مهمترین پدیده های نوین در زمینه حسابداری مدیریت است که موجب ظهور انقلاب در زمینه محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات شده است .

با وجود این که سامانه بهایابی برمبنای فعالیت همچنان و در حال حاضر در شرکت ها و مؤسسات گوناگون در جهان و از جمله در ایران به کار گرفته می شود ، همچنین دشواری هایی که در پیاده سازی و نگهداری این سامانه وجود دارد ، تلاش می گردد که از کارائی ، بهنگام بودن ، و به روز بودن این نو آوری وابزار مدیریت ، کمتر استفاده گردد .

کوپر و کپلن از میان سایر اندیشمندان دیگر تأثیر به سزایی درانعکاس نارسایی های سامانه حسابداری مدیریت در ارائه اطلاعات دقیق هزینه ها داشته اند . رابطه بین فعالیت ها و هزینه ها در پایان دهه ۱۹۶۰ و آغاز دهه ۱۹۷۰ به وسیله برخی نویسندگان حسابداری مورد اشاره قرار گرفت . اما توجه جدی محافل دانشگاهی و حرفه ای به این رابطه در دهه ۱۹۸۰ بیشتر جلب گردید . این توجه براثر پیدایش سه عامل اصلی بود .

عامل اول تغییرهای نوینی بود که در دنیا برای معرفی تکنولوژی های مدرن ، سامانه های اطلاعاتی هوشمند ، خبره و قابل انعطاف و مکانیزم های تولیدی جدید در کشورهای مختلف به ویژه در ژاپن رخ داده بود . عامل دوم این بود که در دهه ۱۹۸۰ فلسفه فکری بسیاری از مدیران شرکت ها به ویژه مدیران شرکت های بزرگ ، دستخوش تغییرات عمده ای گردید و علاوه بر سودآوری ، رقابت در سطح جهانی ، افزایش رضایت مشتریان در سطح بین المللی ، تاکید بر کنترل کیفیت محصولات و کاهش هزینه ها نیز جزء اهداف اولیه و اصلی مدیران قرار گرفت .

عامل سوم این بود که عده ای ازنویسندگان حسابداری به طور جدی و گسترده به تشریح فضای جدید تولید ، نقش های گوناگون تکنولوژی و دیدگاه های جدید مدیران پرداختند.( نمازی ، ۱۳۸۸، ص۳)

کپلن و اندرسون در سال ۲۰۰۴ اقدام به ذکر مشکلات سامانه متداول ABC کرده و نسل دوم آن را تحت عنوان سامانه بهایابی بر مبنای فعالیت زمان گرا معرفی کرده اند و آن را در کتاب اخیر خود در سال ۲۰۰۷ تحت همین عنوان با جزئیات بیشتر تشریح کرده اند . رویکرد TDABC دشواری های ABC را رفع می کند . این سامانه در حسابداری برای تعیین مبلغ دقیق بهای تمام شده محصولات و خدمات و دسترسی به مبلغ سود واقعی شرکت ها به کار برده می شود. اما کاربرد وسیع آن در زمینه مدیریت برمبنای فعالیت به ویژه در زمینه مدیریت کنترل هزینه ، افزایش رضایت مشتریان ، مدیریت فنآوری و تعیین میزان بهینه محصولات و خدماتی است که شرکت ها مبادرت به تولید آن ها می کنند . با طراحی و پیاده سازی سامانه TDABC هزینه ها به شکل بهتری کنترل می شود ، مشتریان جدید جذب و مشتریان قبلی حفظ می گردد ، امکان بودجه ریزی ظرفیت منبع براساس مقادیر سفارش ، پیش بینی می شود ، همچنین اطلاعات مربوط تری برای تصمیم گیری مدیران تهیه میگردد.

اما پذیرش هر سامانه جدید و استقرار آن در مؤسسات و شرکت ها با موانع و مشکلاتی روبرو است . بنابراین پژوهشگر در این پژوهش تلاش دارد این موانع را بررسی نموده و به معرفی سامانه های جدید بهایابی ، از جمله بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا به عنوان ابزاری مؤثر در برنامه ریزی ، کنترل هزینه ، ارزیابی عملکرد و تصمیم گیری بپردازد .

۲-۱-تاریخچه مطالعاتی
مطالعات برون کشور در زمینه ABC

با پژوهش های انجام شده مشخص گردید مطالعات فراوانی در زمینه بهایابی برمبنای فعالیت در خارج از ایران صورت گرفته است .

– جی استابس ، مقاله ای با موضوع بهایابی فعالیت و حسابداری ورودی – خروجی ، در سال ۱۹۷۱ ، به بهای تمام شده محصول و بهایابی هر فعالیت به طور جداگانه پرداخته است .
– آر اندرسون در مقاله ای با موضوع آیا باید توزیع کننده ها و عمده فروش های بیشتری به سوی کار با شیوه ABC روی بیاورند ؟ در سال ۱۹۷۷، به کاربرد های این سامانه پرداخته است .

– آر کوپر و آر اس کپلن ، در سال ۱۹۸۸ ، به اندازی گیری درست هزینه ها در مقاله ای با همین عنوان پرداخته اند .
– آر کوپر در مقاله ای با عنوان ظهور بهایابی برمبنای فعالیت ، در سال ۱۹۸۹ به معرفی این سامانه بهای تمام شده و مزایای استفاده از آن پرداخته است .
– ام اگوئین ، مقاله ای تحت عنوان تمرکز شرکت روی بهایابی برمبنای فعالیت ، در سال ۱۹۹۰ ، به رشته تحریر در آورده و به معرفی و کاربرد های این سامانه پرداخته است .
– ای نورکویکز ، در مقاله ای با موضوع نه گام برای پیاده سازی بهایابی برمبنای فعالیت ، در سال ۱۹۹۴، به مراحل اجرایی این سامانه در عمل پرداخته است .
– سی مندوزا در مقاله ای تحت عنوان بهایابی برمبنای فعالیت در فرانسه ، درسال ، ۱۹۹۵ ، به معرفی و پیاده سازی این سامانه در کشور فرانسه پرداخته است .
مطالعات درون کشور در زمینه ABC
با بررسی های صورت گرفته مشخص گردید در زمینه بهایابی برمبنای فعالیت در ایران مطالعات دانشگاهی زیادی از جمله پایان نامه صورت گرفته است . همچنین کتب و مقالات فراوانی به رشته تحریر در آمده است .
– مسعود ابراهیمی در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع بررسی شرایط لازم برای بکارگیری سیستم هزینه یابی برمبنای فعالیت در شرکت های تولید کننده لوازم خانگی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، سال ۱۳۷۷ ، پس از مطالعه استقرار سامانه ذکر شده به این نتایج دست یافته است که سامانه ABC علاوه بر اندازه گیری صحیح بهای تمام شده اهداف هزینه ، قادر به ارائه اطلاعات مفیدی در مورد عملکرد فرآیندهای تجاری سازمان می باشد و همچنین به عنوان ابزاری قدرتمند در جهت بهبود فعالیت های سازمان مورد استفاده قرار می گیرد .
– اسلامی دهکردی در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع ارزیابی مقایسه ای هزینه یابی جذبی سنتی و هزینه یابی برمبنای فعالیت در پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی مدیران فنی و مهندسان ، سال ۱۳۷۷ ، نشان داده است که استفاده از سامانه ABC نه تنها موجب تصمیم گیری بهتری می گردد بلکه برای کاهش هزینه ها ، فعالیت ها را به صورت مداوم بهبود می بخشد .
همچنین به علت وجود محتوای فزاینده اطلاعات سامانه ABC نسبت به سامانه سنتی بهایابی ، اطلاعات سودمندتر و مربوط تری را برای مدیران فراهم می آورد .

– عبدالعظیم شکاری در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع استقرار سیستم ABC و تأثیر آن روی افزایش بهره وری در کارخانه سیمان فارس ، سال ۱۳۷۹ ، پس از بررسی سامانه موجود ، فعالیت های دارای ارزش افزوده و فاقد ارزش افزوده را شناسایی نموده وسپس بر تقویت فعالیت های دارای ارزش افزوده و تأثیر آن بر بهره وری تأکید نموده است .

– احمد رحیمی در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع طراحی سیستم ABC در تئوری محدودیت ها با برنامه ریزی خطی عدد صحیح جهت استفاده بهینه از منابع سازمانی ، سال ۱۳۸۰، موضوع مورد نظر را در کارخانجات صنعتی شاهد شیراز مورد بررسی قرار داده است و نتایج این پژوهش نشان داده است که با استقرار این سامانه در جهت سنجش بهره وری سازمانی در کارخانجات صنعتی شاهد و تلفیق یافته های سامانه ABC با تئوری محدودیت ها پیشنهاداتی برای بهبود سازمانی ارائه شده است .

– ناصر اقبالی فر در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع ارزیابی سیستم ABC و تأثیر آن بر بهره وری ، سال ۱۳۸۱ ، پژوهش خود را به صورت موردی در کارخانه قند یاسوج انجام داده است .
پژوهشگر ، در این پژوهش نشان داده است که سامانه ABC موجب صرفه جویی در هزینه ها و در نتیجه افزایش سود کارخانه گردیده است همچنین با حذف فعالیت های غیر ضروری ، بهره وری مراکز فعالیت و در نهایت بهره وری کل کارخانه افزایش یافته است . افزون بر نتایج ذکر شده ، نتیجه گیری گردیده که با استفاده از سامانه ABC می توان به ارزیابی عملکرد مراکز فعالیت ، مدیران و سرپرستان این مراکز پرداخت و مازاد و کمبود نیروی انسانی مراکز فعالیت را با مقایسه تعداد نیروی کار و حجم فعالیت ها مشخص کرد .
مطالعات برون کشور در زمینه TDABC
با مطالعات انجام شده مشخص گردید پژوهش هایی در این زمینه به شرح زیر تألیف و نگارش شده است .
– سی آر گریسو آر اس کپلن در مقاله ای با عنوان پیاده سازی دانش جدید : مورد بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا ، در سال ۱۹۹۴ ، به مقاومت های سازمانی در مقابل TDABC پرداخته اند و برخی از راه حل ها را برای این مشکلات ارائه داده اند .
– آر اس کپلن و آر اندرسون در مقاله ای با موضوع بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا ، در سال ۲۰۰۴، پس از بازگویی نارسایی های سامانه های بهایابی موجود ، TDABC را معرفی نموده و به روز رسانی مدل را شرح داده اند . همچنین به کاربرد های وسیع آن در صنعت پرداخته اند .
– آر اس کپلن در مقاله ای با موضوع معرفی هزینه یابی برمبنای فعالیت زمان گرا ، در سال ۲۰۰۵، به مطالعه موردی این سامانه در شرکت کمپس ال ال سی پرداخته است . پژوهشگر در این مطالعه نشان داده است که سامانه TDABC در بهبود فرآیند ها ، منطقی ساختن ترکیب و تنوع محصول و اصلاح روابط غیر سود ده مشتری زمینه لازم را به وجودمی آورد .

– دبلیو برگمن در مقاله ای به عنوان مدل سازی هزینه های ترابری با استفاده از TDABC ، در سال ۲۰۰۵ ، به مطالعه موردی این سامانه بهایابی در شرکت ساناک لجستیک پرداخته است . مدل TDABC در یک شرکت توزیع کننده وسایل کشاورزی بکار گرفته شده است . با بکارگیری این مدل ، هزینه ها به سوی هر معامله سوق یافته و شرکت از یک شرکت فروش گرا به یک شرکت سودگرا تبدیل گردیده است .

مطالعات درون کشور در زمینه TDABC
با توجه به بررسی های به عمل آمده مشخص گردید تا مقطع زمانی انجام پژوهش حاضر ، پژوهش های دانشگاهی از قبیل پایان نامه صورت نگرفته است و این سامانه بهایابی در ایران ناشناخته مانده است .

– محمد نمازی در مقاله ای تحت عنوان معرفی نسل دوم بهایابی برمبنای فعالیت ، در سال ۸۷-۱۳۸۶ ، به معرفی این سامانه ، مشکلات سامانه متداول ABC ، پارامترهای سامانه جدید و چگونگی محاسبه آنها پرداخته است .

– فاطمه مهدی مقاله ای با عنوان هزینه یابی برمبنای فعالیت زمان گرا ، در سال ۱۳۸۸، ترجمه نموده است این مقاله نوشته آر کپلن و آر اندرسون می باشد و به مشکلات سامانه ABC و معرفی TDABC و چگونگی محاسبه پارامتر های مربوط به آن پرداخته است .

غلامرضا کرمی مقاله ای با موضوع ظهور حسابداری مصرف منابع در فرآیند تغییر سامانه های بهایابی ، سال ۱۳۹۰ ، ترجمه نموده است . این مقاله نوشته لویت وایت می باشد . این پژوهش به معرفی حسابداری منابع به عنوان ابزاری پرداخته است که بر نیازهای مدیریت تأکید می کند و یک روش بهایابی را معرفی کرده است که از تلفیق روش بهایابی برمبنای فعالیت و یک روش بهای تمام شده آلمانی به نام جی پی کی به وجود آمده است . همچنین به تفاوت های میان این روش بهایابی با روشهای بهایابی ABC و TDABC می پردازد.

 

۳-۱- بیان مسئله و چگونش برگزیدن موضوع
با مطالعات کتابخانه ای و پژوهش های انجام شده در شرکت ها مشاهده گردید که با به کارگیری فنآوری های نوین ، هزینه های غیر مستقیم به نحو چشم گیری افزایش و هزینه های کار مستقیم به شدت کاهش می یابد . چنانچه از تفکر جدید مدیریت موجودی کالا نظیر سیستم به موقع هم استفاده بعمل آید، هزینه های نگهداری موجودی کالا هم به گونه قابل توجهی کم می شود و حتی هزینه های مصرف مواد اولیه مستقیم هم پائین می آید .
طی قرن بیستم با کاهش میزان نیروی کار مستقیم درمحصولات ، بوسیله کارایی های مبتنی برخودکار کردن فنآوری و مهندسی صنایع درصد کل هزینه سربار نسبت به کل هزینه های محصول ، به طور مداوم افزایش یافته است . افزون براین ، بسیاری از شرکتها از استراتژی های تولید انبوه به استراتژی هایی تغییر جهت داده اند که تنوع ، ویژگی ها و گزینه های بیشتری برای مشتری دارد . استراتژی مشتری گرا برای جذب ، نگهداری و رشد بازرگانی از راه ارائه خدمات زیر تلاش مینماید :
• تولید و جمع آوری محصول با تنوع بیشتر
• پشتیبانی بیشتر از مسیرهای ورود و رهگیری سفارش
• تولید و تحویل در اندازه سفارشهای کوچکتر
• تحویل مستقیم به مشتریان دوردست ، که در بیشتر اوقات می باید در زمان کوتاه و به گونه ای سریع انجام شود .

• ارائه خدمات پشتیبانی تخصصی ویژه
همه این خدمات جدید ، در میان مشتریان ارزش و وفاداری ایجاد می کند ، اما هیچکدام رایگان نیست . برای ارائه تنوع خدمات گسترش یافته و گزینه های جدید ، ویژگی های ظاهری و خدمات ، شرکتها مجبور هستند منابع سربار خود را برای مهندسی ، زمان بندی ، دریافت ، انبارش ، بازرسی ، جابجایی مواد ، بسته بندی ، توزیع ، رسیدگی به سفارش ها ، بازاریابی و فروش اضافه نمایند.
لیکن با وجود اهمیت موضوع تا کنون آنطور که می بایست ، تکنیک های نوین بهایابی در ایران جایگاه خود را نیافته است . با این حال یکی از گام های نخست و عمده در راه اجرای تکنیک های جدید بهایابی ، شناسایی موانع پیاده سازی آن و سپس تلاش برای رفع این موانع به منظور هموار نمودن مسیر پیاده سازی این سامانه ها است . از این رو انگیزه شناسایی موانع بکارگیری بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا در ذهن پژوهشگر چنین نقش می بندد که به پژوهشی در این راستا بپردازد و پرسش هایی به صورت زیر مطرح سازد .

۱- آیا نبود فرهنگ لازم در مدیران برای تغییر تکنیک های جدید بهای تمام شده یکی از دلایل عدم بکارگیری سامانه بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا است ؟
۲- آیا آشنا نبودن مدیران مالی با تکنیک های نوین حسابداری بهایابی موجب عدم استقرار TDABC شده است ؟
۳- آیا نبود زمان سنجی واقعی تولید برای هر یک از محصولات از موانع بکارگیری سامانه TDABC می باشد ؟

۴- آیا نبود سامانه اطلاعاتی مناسب همراه با افزایش هزینه های آن موجب عدم بکارگیری سامانه TDABC شده است ؟
۵- آیا پایین آمدن پرداخت حق بهره وری کارکنان تولید موجب عدم استقرار TDABC می گردد ؟
۶- آیا نبود بازارهای رقابتی برای محصولات موجب پایین نیاوردن بهای تمام شده با روش TDABC شده است ؟

با توجه به مباحث مطرح شده ضرورت پژوهش هایی که بتواند تأثیر پیاده سازی بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا بر بهبودهای کوتاه مدت و بلند مدت سود و بهره وری را درایران بررسی نماید ، احساس می شود در نتیجه پژوهشگر با توجه به بررسی مقالات ارائه شده برون کشوری و درون کشوری و مطالعات کتابخانه ای ، این موضوع را برای پایان نامه خود برگزیده است .

۴-۱- فرضیه های پژوهش
بر اساس پرسش های پژوهشگر ، فرضیه های زیر تدوین یافته است .
فرضیه های اصلی :
۱- نبود فرهنگ لازم در مدیران برای تغییر تکنیک های جدید بهای تمام شده یکی از دلایل عدم بکارگیری سامانه بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا است .
۲- آشنا نبودن مدیران مالی با تکنیک های نوین حسابداری بهایابی موجب عدم استقرار TDABC شده است .
۳- نبود زمان سنجی واقعی برای هر یک از محصولات از موانع بکارگیری سامانه TDABC می باشد .
۴- نبود سامانه اطلاعاتی مناسب همراه با افزایش هزینه های آن موجب عدم بکارگیری سامانه TDABC شده است .
۵- پایین آمدن پرداخت حق بهره وری کارکنان تولید موجب عدم استقرار TDABC می گردد .
۶- نبود بازارهای رقابتی برای محصولات موجب پایین نیاوردن بهای تمام شده با روش TDABC شده است .

۵-۱- اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش
وقوع رویدادهایی نظیر توسعه رقابت جهانی ، پیشرفت فنآوری اطلاعات و ارتباطات و دسترسی به سیستم های اطلاعاتی و تلاش واحدهای اقتصادی برای احراز رتبه جهانی و ورود به بازارهای بین المللی ، داشتن نگرش هایی همچون رضایت مشتریان و مدیریت برمبنای فعالیت ها مستلزم استفاده از روش های نوینی است که یک کسب و کار را در رده های جهانی قرار دهد . (عرب مازار یزدی ،۱۳۸۲ ، ص۴)
در دنیای امروز ، مفهوم بازار محدود به یک منطقه خاص نیست و جهانی محسوب می شود . رقابت سنگین بین المللی ، شرکت ها را وادار می سازد که محصولات و خدمات خود را با کیفیت عالی به بازار عرضه کنند . ترتیبات اقتصادی جدید و موافقتنامه های تجاری مطرح شده در دنیا مثل جامعه اقتصادی اروپا و سازمان تجارت جهانی نیز می تواند موجب تغییرات عمده ای در تجارت بین الملل بشود این تحولات موجب شده است شرکتهایی که توان هم آهنگ کردن عملیات خود را با شرایط جدید داشته اند به صورت شرکتهای موفق جهانی درآیند و شرکتهایی که چنین توانی را نداشته اند از بازار رقابت خارج شوند . از سوی دیگر، همان طور که رقابت جهانی در تمامی صنایع در حال افزایش است واحدهای انتفاعی نیاز دارند که بطور مستمر بهره وری را افزایش دهند تا بتوانند قیمتهای قابل رقابتی را برای محصولات و خدمات خود تعیین کنند . (شباهنگ ،۱۳۸۶ ، ص۱۳-۱۲)
همچنین شرکتها به سوی چند محصولی شدن گام برداشته اند و از سویی پیچیدگی محصولشان بیشتر شده و از لحاظ نیاز به پشتیبانی های تولید متفاوت هستند و هزینه دستمزد کم اهمیت ترین جزء هزینه های تولید محسوب شده و در مقابل هزینه های سربار سهم بالایی را از هزینه های تولید به خود اختصاص داده اند . (همان منبع ، ص۳۰-۲۹)
رویکرد بهایابی برمبنای فعالیت باعث میشود که شرکت ها بتوانند سامانه های مدیریت هزینه خود را اصلاح نمایند نه این که آن را ترک کنند . مدیران نیز اطلاعات هزینه ای و سودآوری دقیق دریافت می کنند و در نتیجه می توانند اولویت های مربوط به بهبود فرآیند ها ، منطقی ساختن ترکیب و تنوع محصول ، قیمت گذاری سفارشات مشتری و مدیریت روابط مشتریان را به شکلی که برای هر دو طرف سودمند باشد ، تعیین نماید . ( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص ۶۷)
سامانه بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا چنین توان رقابتی را از طریق انتخاب ترکیبی از تصمیمات قیمت گذاری و تجدید نظر در ترکیب محصولات تولیدی به شرکت می دهد . همچنین این مدل یکی از ابزارهای مدیریت است که به کمک آن اطلاعات دقیق تری تهیه می گردد که موجب کارایی بیشتر عملیات و نیز رهبری و کنترل بهتر عملیات واحد انتفاعی می شود .

فلسفه نوین مدیران به غیر از رقابت با سایر شرکتها ، جلب رضایت مشتریان نیز می باشد . جلب رضایت مشتریان ، صرفه جویی در هزینه ها و ایجاد درآمد بیشتری را برای سازمان ها به همراه دارد. به این منظور باید به دو عامل توجه کرد : ۱) افزایش کیفیت محصول ۲) تولیدات انعطاف پذیر به

صورتی که منطبق با سلیقه های گوناگون و متنوع مشتریان باشد . برای دسترسی به این موارد سامانه TDABC که امکان جذب داده های نظام مدیریت ارتباط با مشتری را دارد با در نظر گرفتن این گونه هزینه ها موجب جلب رضایت مشتریان قدیم و جذب مشتریان جدید می گردد . ( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص ۵)

بسیاری از شرکتها از طریق فرآیند ادغام و تملک شرکتهای دیگر دامنه کار خود را وسعت می بخشند مدل TDABC یک خریدار بالقوه را قادر می سازد که فرصت های سود آور را پیش از تحصیل شرکت شناسایی کند . ( همان منبع، ص۱۸۰)

رویکرد مدیریت ناب که اصول راهبردی اش حذف ضایعات است ، همانند رویکرد TDABC در پی شناسایی ناکارایی های فرآیند است . ضایعات در اینجا به معنای هر فعالیت غیر لازم و یا هر چیزی که منابع مازاد مصرف کند ، می باشد . مدل TDABC ، مدیریت ناب را به وسیله محاسبه هزینه های کل فرآیند گسترش می دهد . حذف علت های ریشه ای ضایعات ، هزینه ها را کاهش

، کیفیت را بهبود ، و فرآیند ها را سریع تر و پاسخگو تر می کند . وقتی توسط مدل TDABC گامهای فرآیند به صورت ارزش افزوده یا بدون ارزش افزوده طبقه بندی گردد در نتیجه هزینه وابسته به گام های بدون ارزش افزوده ، هدفی برای مدیریت ناب و شیوه های بهبود فرآیند می شوند . بدون دریافت راهنمایی از یک مدل دقیق هزینه ، گروه های مدیریت ناب ممکن است روی فرآیند هایی که بهبود آنها کمک زیادی به کاهش هزینه ها نمی کنند متمرکز شوند . با لحاظ نمودن داده های واقعی تراکنش ، مدل TDABC ، استفاده از ظرفیت منابع را برای همه فرآیندها و دایره ها محاسبه می کند و در نتیجه منبع اضافی ضایعات : یعنی عرضه یکنواخت منابع مازاد بر نیازهای واقعی را نیز فاش می سازد .

(همان منبع ، ص۲۰۲)
همچنین ، شرکتها فقط در محدوده مرزهای سازمانی ، فرآیندهای خود را بهینه نمی نمایند ، بلکه تلاش می کنند فرآیند ها را با اشخاص خارج سازمان ، پرونده مشتریان و عرضه کنندگان ، بهینه و روان سازند .

سامانه TDABC به وسیله اندازه گیری هزینه روابط با مشتریان و عرضه کنندگان معمولاً عدم کارایی میان شرکت و زنجیره عرضه را روشن می کند و اقداماتی را دنبال می کند که به طور قابل ملاحظه ای فرآیند ها را بهبود بخشیده و از این رو سود را افزایش می دهد .( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص ۲۰۷)
در پژوهش حاضر تلاش شده موانع اجرا و پیاده سازی فرآیند بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا شناسایی گردد . امید می رود در صورت شناخت موانع استقرار این سامانه گامی برای رفع آن ها برداشته شود و زمینه های لازم برای پیاده سازی و اجرای این سامانه فراهم گردد تا از این راستا بتوان رشد اقتصادی کشور را به بیشینه رساند .

 

۶-۱- اهداف پژوهش
هدف اصلی از پژوهش حاضر مطالعه موانع بکارگیری TDABC در صنایع تولیدی اراک است .
علاوه بر این هدف های دیگری نیز قابل تصور است که از نظر این پژوهش دارای جنبه بعدی است :
۱- شناسایی و تشخیص فعالیت های دارای ارزش افزوده از فعالیت های فاقد ارزش افزوده .
۲- بررسی زمینه لازم برای محاسبه بهای تمام شده واقعی محصولات .
۳- آشنا نمودن مدیران مالی با فواید سامانه های نوین بهایابی .
۴- بررسی افزایش بهره وری در شرکت ها با اجرای این روش بهایابی .

۷-۱- حدودمطالعاتی
قلمرو موضوعی : مطالعه موانع بکارگیری TDABC در صنایع تولیدی اراک می باشد .
قلمرو زمانی : برای سال مالی ۱۳۸۹ در نظر گرفته شده است .
قلمرو مکانی : دامنه مورد مطالعه در پژوهش حاضر صنایع تولیدی اراک می باشد .

۸-۱- واژگان و اصطلاحات کلیدی
فعالیت
در تولید و تجارت هر عملی که به منظور تولید ، توزیع و ارائه خدمات انجام شود و ماهیت تکراری در انجام وظایف فوق داشته باشد ، فعالیت و کار نامیده می شود . به عبارت دیگر مجموعه اقدامات انجام شده ، فعالیت نامیده می شود . ( رهنمای رودپشتی ، ۱۳۸۸، ص۷۱)
هزینه
در حسابداری مالی اصطلاح هزینه به عنوان یک شاخص اندازه گیری برای مقدار منابع به کار رفته در جهت اهداف مورد نظر ، تعریف می شود . (همان منبع ، ص۱۴)
هزینه های غیر مستقیم ( سربار )
هزینه هایی هستند که به طور مستقیم جذب مراکز پشتیبانی تولید شده و با روش های تسهیم به صورت غیر مستقیم جذب مراکز تولید می شوند . (نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص۳۷ )
مدیریت هزینه
ابزاری برای برنامه ریزی و کنترل ، تشخیص و حذف هزینه هایی که ارزش افزوده ایجاد نمی کنند
( شباهنگ ، ۱۳۸۶ ، ص۳۳ )
بهایابی برمبنای فعالیت
سامانه بهایابی است که با تجزیه فرآیندهای گوناگون به فعالیت های مرتبط به هم و تعیین شاخص های ارتباط هزینه ها به فعالیت های هر فرآیند عمل بهایابی و کنترل هزینه را دنبال می نماید و به بهبود عملکرد فعالیت ها جهت کاهش هزینه ها می پردازد . (نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص۳۶ )
بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا
فرآیند بهایابی است برای تخصیص هزینه های منابع به طور مستقیم به اهداف هزینه . (همان منبع،ص۷۱ )
مدیریت برمبنای فعالیت
مدیریت برمبنای فعالیت عبارت است از یک روش منظم بررسی ، برنامه ریزی ، کنترل و بهبود هزینه های سرمایه ای که بر اصل هزینه های مصرفی فعالیت ها تمرکز دارد . ( پورموسی ، ۱۳۸۸،ص۷۶)
بودجه بندی برمبنای فعالیت
بودجه بندی برمبنای فعالیت یک روش منظم برای برنامه ریزی ، کنترل و بودجه ریزی منابع یک سازمان است . بودجه ریزی برمبنای فعالیت باعث می شود مدیران ظرف دوره ای میان مدت تا بلند مدت به هزینه های ثابت به عنوان هزینه های متغیر بیاندیشد .(هادی نیا ، ۱۳۸۷ ، ص۶۳)
بهایابی هدف
بهایابی هدف سامانه ای است برای حمایت از فرآیند کاهش هزینه در مرحله طراحی و توسعه مدل های جدید محصولات و در واقع تکنیکی برای مدیریت هزینه های تولید در مرحله طراحی محصول است
( غفاری آشتیانی ، ۱۳۸۸، ص۲۶۳-۲۶۲ )
محرک هزینه
محرک هزینه ، مشخصه یک رویداد یا فعالیت است که منجر به وقوع هزینه می شود .
( رهنمای رودپشتی ، ۱۳۸۸ ، ص ۷۳)
ظرفیت عملی عرضه شده
عبارت است از ساعات کار افراد یا ماشین آلات که در روز برای انجام کار واقعی پس از کسر زمان های توقف کار در دسترس می باشد . ( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص۷۵ )
هزینه ظرفیت عرضه شده
شامل تمام هزینه های مستقیم و غیر مستقیم مراکز فعالیت .)
نرخ هزینه ظرفیت
حاصل تقسیم هزینه ظرفیت عرضه شده بر ظرفیت عملی عرضه شده .
فعالیت دارای ارزش افزوده
مجموعه هزینه های نیروی کار، مواد اولیه ، ماشین آلات و پشتیبانی عملیاتی ، تسهیلات و نگهداری و سایر هزینه های متغیر تولید می باشد که مشتری مایل است وجه آن را پرداخت کند . (صفار ، ۱۳۸۷ ، ص۲۱ )

فعالیت فاقد ارزش افزوده
فعالیتی است که حذف آن ارزش مورد انتظار مشتری از محصول را تحت تأثیر قرار نمی دهد و بنابراین می توان آن را حذف کرد . ( رهنمای رودپشتی ، ۱۳۸۸ ، ص ۱۶۳)
بهره وری
بهره وری معیاری برای ارزیابی عملکرد سازمان ها و تعیین میزان موفقیت یا ناکامی در رسیدن به اهداف با توجه به مصرف منابع است . ( ساعی ، ۱۳۸۸ ، ص ۴۶)
بهره وری نیروی انسانی
نوعی بهره وری است که ازحاصل تقسیم میزان تولید بر تعداد نیروی انسانی به دست می آید.(اعتمادی ، ۱۳۸۸ ، ص۲۶)
تولید ناب
به معنای حذف هر گونه فعالیت بدون ارزش افزوده است .( صفار ، ۱۳۸۷ ، ص۲۲ )
مدیریت ناب
حذف علت های ریشه ای ضایعات یعنی همان فعالیت های غیر ضروری که موجب بهبود کیفیت شود.(نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص۱۹۷)
شش سیگمای ناب
نوعی از تولید ناب است . ( همان منبع،ص۱۹۸ )
بهبود مستمر
کایزن یا بهبود مستمر، تغییر به سمت بهتر شدن یا بهبود تدریجی است . ( اسدی ، ۱۳۸۸ ، ص۱۷۱)
زنجیره ارزش
مجموعه فعالیت هایی که با هم ارتباط دارند و عامل ایجاد ارزش در خدمات و فعالیت ها از فرآیند ابتدایی تا آخرین مرحله تولید می شوند ، زنجیره ارزش نامیده می شود.( رهنمای رودپشتی ، ۱۳۸۸ ، ص ۱۵۷)
الگو برداری
الگوبرداری عبارت است از توجه بیرونی یک سازمان بر فعالیت ها ، وظایف تخصصی ، یا عملیات داخلی یک مؤسسه پیشرو به منظور اصلاح و بهبود مستمر خود . ( پورموسی ، ۱۳۸۸ ، ص۸۷ )

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش

۱-۲ مقدمه
گسترش تجارت و فشرده شدن رقابت ، نوید بخش آغاز دوره ای جدید در حیات تجارت داخلی و جهانی است که در چنین محیطی برنده شرکتی است که پیش از رقبا ، محصولاتی با کیفیت برتر و قیمت پایین تر عرضه نماید . تغییرات فن آوری از ویژگی های منحصر به فرد محیط تجاری پویا است ، علاوه بر آن تغییرات شگرف در رقابت ، نیازهای مشتریان ، جهانی شدن تولید و فروش ، اهمیت یافتن کیفیت ، تولید با ویژگی خاص و معرفی نگرش کنترل مدیریت کیفیت جامع ، تولید به موقع از دیگر ویژگی های این عرصه است . پیامد این تغییرات شکل گیری بازارهای بسیار رقابتی ، رشد ، پیچیدگی در فعالیت ها ، افزایش قابل توجه در هزینه های سرمایه ( هزینه غیر مستقیم یا هزینه های سربار ) ، فشار برای کاهش هزینه ها و بهای تمام شده بوده است . در چنین شرایطی مدیران باید با داشتن یک بینش وسیع و اتخاذ استراتژی های مناسب ، تدابیر و مقدمات مورد نیاز را برای استفاده از این موقعیت ها فراهم کنند . ( رهنمای رودپشتی ، ۱۳۸۸ ، ص ۴۸)
همه واحد های اقتصادی موفق ، در کنار استفاده از روشها و فنون مختلف ، به نیازهای مشتریان خود توجه خاص مبذول داشته اند ، و یا به سخن بهتر ، رویکرد مشتری مداری را در پیش گرفته اند . مشتریان امروز خواهان محصولات وخدمات با قیمت وکیفیت مطلوب و قابل اطمینان هستند . واحدهایی که دراین محیط رقابتی شدید موفق بوده اند ، خوب توانسته اند نیازهای مشتریان خود را با ارائه محصولات و خدمات مناسب ارضا نمایند .(نجفی ، ۱۳۸۴ ، ص۸)
تغییر و تحولات ایجاد شده در شرایط درونی و بیرونی سازمان و تأثیرعواملی نظیر تشدید روند رقابت ، موجب عدم کفایت سامانه های سنتی حسابداری در ارائه اطلاعات لازم برای برنامه ریزی ، تصمیم گیری و کنترل های مدیریتی شده است . نقصان سامانه های سنتی بهایابی از نظراعتبار، صحت ، کفایت ، انسجام و مربوط بودن ، نیاز به سامانه های جدید را افزایش داده است.( عرب مازار یزدی ، ۱۳۸۲، ص۳)
یکی از این سامانه های جدید ، بهایابی برمبنای فعالیت است ؛ اما به دلایل مختلف از جمله هزینه بالا ، پیچیدگی و دشواری های به روز رسانی مدل و; ، مدل مورد استقبال قرار نگرفت . ویژگی های مدل بهایابی برمبنای فعالیت زمان گرا امکان حرکت از یک سامانه مالی پیچیده و پرهزینه را به ابزاری می دهد که داده های درست و قابل عمل برای مدیران را به سرعت ، با تناوب و ارزان فراهم می سازد . ( نمازی ، ۱۳۸۸، ص۸۳)

۲-۲- گفتار نخست : بهایابی برمبنای فعالیت
۱-۲-۲- حسابداری بهای تمام شده

حسابداری بهای تمام شده حوزه ای از حسابداری است که با اندازه گیری ، ثبت و گزارش اطلاعات مربوط به اقلام بهای تمام شده سر و کار دارد . حسابداری بهای تمام شده ، اطلاعات مالی و سایر اطلاعات مربوط به تحصیل منابع توسط سازمانها و یا مصرف منابع را اندازه گیری ودر نهایت گزارش می کند . این شاخه از حسابداری ، اطلاعاتی را هم برای حسابداری مدیریت و هم برای حسابداری مالی تهیه می کند . ( پور جهانگیری ، ۱۳۸۵ ، ص ۱۵ )

شکل ۱-۲ ارتباط حسابداری مالی و حسابداری مدیریت با حسابداری بهای تمام شده
حسابداری مالی حسابداری مدیریت

حسابداری بهای تمام شده

( همان منبع ، ص۱۵)

۲-۲-۲- اجزای تشکیل دهنده بهای تمام شده
اجزای تشکیل دهنده بهای تمام شده شامل مواد مستقیم دستمزد مستقیم وسربار می باشد .
۱-۲-۲-۲- مواد مستقیم
مواد مستقیم موادی هستند که بخشی از کالای ساخته شده و به طور کلی هدف هزینه را تشکیل داده و میتوان هزینه آن را به راحتی و به طور مستقیم به محصول یا هدف هزینه خاصی رد یابی نمود.
مواد مستقیم معمولاً دارای سه ویژگی به شرح زیر هستند :
جزء اصلی و لاینفک محصول می باشد.
از نظر ارزش اقتصادی در مقایسه با سایر مواد از ارزش اقتصادی بالاتری برخوردار است.
در محصول نهایی به راحتی قابل دیدن می باشد.

۲-۲-۲-۲- دستمزد مستقیم
دستمزد مستقیم ، نیروی انسانی است که به طورمستقیم درارائه خدمات و تبدیل مواد اولیه به کالای ساخته شده دخالت دارد و تولید کالا یا ارائه خدمات بدون دخالت مستقیم آنها عملی نمی باشد .

۳-۲-۲-۲- سربار
به کلیه هزینه های تولیدی به جزمواد مستقیم و دستمزد مستقیم ، سربار گفته می شود .
سربار شامل :
مواد غیر مستقیم
دستمزد غیر مستقیم

هزینه های غیرمستقیم تولیدی است.(پور جهانگیری ، ۱۳۸۵ ، ص ۲۱-۲۰)
به طور کلی هزینه های مستقیم تولید ، هزینه هایی هستند که به طورمستقیم جذب مراکز تولید می گردند و هزینه های غیرمستقیم تولید هزینه هایی هستند که به طور غیر مستقیم جذب مراکز تولید می شوند .( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص ۳۷)

 

۳-۲-۲- تعریف هزینه
در حسابداری مالی ، اصطلاح هزینه به عنوان یک شاخص اندازه گیری برای مقدار منابع به کار رفته در جهت اهداف مورد نظر، تعریف می شود . ( رهنمای رودپشتی ، ۱۳۸۸ ، ص ۱۴)
هزینه عبارت است از مصرف منابع به شکلی آگاهانه برای رسیدن به مقصد یا مقاصدی معین .
( عالی ور ، ۱۳۸۶ ، ص۲۳ )

 

۴-۲-۲- زنجیره ارزش
معمولأ برای ارائه خدمات و یا ساخت یک محصول ، فعالیت های زیادی نقش دارد .مجموعه این فعالیت ها که با هم ارتباط دارند و عامل ایجاد ارزش در خدمات و فعالیت ها از فرآیند ابتدایی تا آخرین مرحله می باشد را اصطلاحأ زنجیره ارزش می نامند . سازمان ها برای این که بتوانند فرآیند بهبود و حذف فعالیت های بدون ارزش افزوده را در سازمان ایجاد کنند باید فاکتورهایی که برای رضایت مشتریان مهم است را شناسایی کنند . این فرآیند در واقع زنجیره ارزش را تشکیل می دهد.( رهنمای رودپشتی ، ۱۳۸۸ ، ص ۱۵۷)

۵-۲-۲- مدیریت هزینه
مدیریت هزینه یک سامانه برنامه ریزی و کنترل است که اطلاعات مورد نیاز مدیریت را برای تصمیم گیری مؤثر و کارا در فرآیند زنجیره تاًمین (زنجیره ارزش ) فراهم می آورد . سامانه های مدیریت هزینه به دنبال فراهم آوردن اطلاعات صحیح ، مفید و مربوط برای کمک به سازمان در بهینه سازی مصرف منابع و تولید محصولات و ارائه خدمات ، با کیفیت و هزینه مناسب در یک محیط رقابتی هستند. یک سامانه مدیریت هزینه شامل یک سلسله روش های نظام یافته برای برنامه ریزی هزینه ، کنترل ، کاهش و حذف هزینه های فاقد ارزش در فرآیند زنجیره ارزش می باشد . زنجیره ارزش فرآیندی است که از تاًمین کنندگان منابع و انرژی شروع و به مشتریان نهایی ختم می شود و تنها عملیات داخلی واحد کسب و کار را در بر نمی گیرد . ( نجفی ،۱۳۸۴ ، ص ۹ )
به عبارت دیگر ، مدیریت هزینه عبارت است از مجموعه اقداماتی که برای تأمین رضایتمندی مشتریان همراه با کنترل و کاهش مستمر هزینه ها ( بهای تمام شده ) انجام می پذیرد .
از جمله مهمترین ابزارهای مدیریت هزینه عبارتند از : ( رهنمای رودپشتی ، ۱۳۸۸ ، ص ۲۴)

مدیریت برمبنای فعالیت
بهایابی برمبنای فعالیت
بودجه بندی برمبنای فعالیت
بهایابی هدف
بهایابی کایزن
بهایابی کیفیت

۶-۲-۲- اهداف سامانه مدیریت هزینه
اندازه گیری بهای تمام شده منابعی که برای انجام فعالیتهای اصلی سازمان مورد استفاده قرارمیگیرد.
تشخیص و حذف اقلامی ازهزینه که ارزش افزوده ایجاد نمی کنند .
تعیین کارایی و اثر بخشی فعالیت های اصلی انجام شده درسازمان
تشخیص و ارزیابی فعالیت های جدیدی که می تواند عملکرد آتی سازمان را بهبود بخشد.(شباهنگ،۱۳۸۶، ص۱۴ )

۷-۲-۲- بهایابی
بهایابی عبارت است از طبقه بندی وسرشکن کردن صحیح هزینه ها به منظور تعیین بهای تمام شده محصولات و خدمات واحد تجاری و نیز تنظیم و ارائه اطلاعات مربوط ، به نحو مناسبی که برای راهنمایی مدیران و صاحبان واحد مذبور برای کنترل عملیات آن قابل استفاده باشد.( پور جهانگیری،۱۳۸۵، ص ۲۲)
توجه به عامل برنامه ریزی و تعیین اهداف سازمان بدون توجه به عامل بها یابی عملاً امری ناممکن می باشد .
میزان دسترسی به اهداف و برنامه های سازمان و فرآیند های آن به تنهایی گویای عملکرد بهره وری سازمان ها نمی باشد. بدون داشتن یک سامانه بهایابی دقیق ، در واقع ارتباط بین میزان هزینه منابع استفاده شده و میزان منافع حاصل از استفاده منابع از بین می رود و در نتیجه سازمانی که ازارتباط بین این دو عامل مهم آگاهی نداشته باشد در برنامه ریزی برای دسترسی به اهداف آینده به صورت تک بعدی عمل می نماید و چه بسا با وجود عملکرد خوب و اثربخش به دلیل عدم توانایی در ردیابی و کنترل هزینه ها ، جلوه ای مبهم از آینده را برای سازمان نمایان کند و نه تنها سازمان را از مسیر دستیابی به اهداف دور نماید بلکه ممکن است این امر مهم را غیر ممکن سازد. ( نمازی ،۱۳۸۸، ص۳۴ )

۸-۲-۲- طبقه بندی روش های بهایابی
۱-۸-۲-۲- انواع بهایابی با توجه به نحوه تخصیص هزینه های سربار به بهای تمام شده
در این طبقه بندی به استفاده از نرخ برآوردی از قبل تعیین شده برای تخصیص سربار توجه می شود که طبق این طبقه بندی بهایابی به دو گروه زیر تقسیم می شود :

۱-۱-۸-۲-۲- بهایابی تحققی ( تاریخی )
در این بهایابی ، برای تخصیص هزینه های سربار نیازی به استفاده از نرخ جذب سربار وجود ندارد و برای محاسبه بهای تمام شده از کلیه هزینه های تولید تحقق یافته ثبت شده استفاده می گردد حسن این بهایابی سادگی محاسباتی آن و عیب عمده آن محاسبه بهای تمام شده همراه با نوسان به دلیل خصوصیت وقوع نامنظم هزینه های سربار است .

۲-۱-۸-۲-۲- بهایابی نرمال
در این بهایابی ، کلیه هزینه های واقعی تولید درحسابهای مربوطه ثبت می گردد . ولی برای محاسبه بهای تمام شده محصولات دو روش متفاوت به کارمی رود . یعنی ابتدا سهم هزینه های مستقیم تولید براساس ارقام تحقق یافته بهای تمام شده ردیابی می شود ولی برای تخصیص هزینه های سرباراز نرخ جذب سربار استفاده می شود . حسن این روش ارائه بهای تمام شده بدون نوسان است و عیب آن پیچیدگی محاسبات تعیین نرخ جذب سربار و احتمال بروز خطا می باشد .

۲-۸-۲-۲- انواع بهایابی با توجه به انتظارات مدیریت از کارکنان تولید
دراین بهایابی ، به آن دسته ازهزینه های تولیدی توجه می گردد که واقع شده یا باید واقع شود . به بیان دیگردرمحاسبه بهای تمام شده محصولات باید هزینه های واقع شده طی تولید یا هزینه های مورد انتظار، مورد استفاده قرارگیرند . طبق این طبقه بندی ، بهایابی به دو گروه تقسیم می شود :

۱-۲-۸-۲-۲- بهایابی واقعی
طبق این روش هزینه های واقعی تحقق یافته و ثبت شده برای محاسبه بهای تمام شده محصولات (صرف نظرازصرفه جویی یا عدم صرفه جویی درهزینه های تولید ) مورد استفاده قرارمی گیرد . حسن این روش سهولت شیوه محاسبه و عیب آن عدم ارائه شاخصی برای ارزیابی عملکرد مدیریت و کارکنان تولید است .

۲-۲-۸-۲-۲- بهایابی استاندارد
دراین نوع بهایابی ، ازهزینه های استاندارد (هزینه هایی که باید طی تولید واقع می شدند) استفاده می شود . حسن این روش ارائه شاخصی برای ارزیابی عملکرد کارکنان تولید (مقایسه ارقام واقعی هزینه ها با ارقام استاندارد هزینه ها ) و سادگی عملیات دفترداری می باشد و عیب عمده آن نیز عدم امکان استفاده در حالاتی است که ثبات نسبی وجود ندارد .
۳-۸-۲-۲- انواع بهایابی با توجه به شمول هزینه های تولید در محاسبه بهای تمام شده
دراین بهایابی ، برای محاسبه بهای تمام شده به تمام هزینه های تولید ( ثابت و متغیر) درمحاسبه بهای تمام شده و یا به بخشی ازهزینه های تولید ( هزینه های متغیر ) توجه می شود . این نوع طبقه بندی نیز به دو گروه تقسیم می شود :

۱-۳-۸-۲-۲- بهایابی جذبی
دراین بهایابی ، برای محاسبه بهای تمام شده تمام هزینه های تولید اعم از ثابت و متغیر دخالت داده می شوند . این نوع بهایابی برای گزارش های مالی برون سازمانی مورد استفاده قرار می گیرد . و حسن آن این است که مطابق با اصول حسابداری است و عیب عمده آن عدم ارائه اطلاعات مفید به مدیران برای تصمیم گیری های داخلی است .

۲-۳-۸-۲-۲- بهایابی متغیر
در این نوع بهایابی ، تنها هزینه های متغیر تولید در محاسبه بهای تمام شده محصولات دخالت داده می شوند و هزینه های ثابت تولید به عنوان هزینه های دوره به صورت یک جا از درآمد های همان دوره کسرمی گردند . استدلال طرفداران این نوع بهایابی این است که عنوان می کنند هزینه های ثابت با زمان تولید مرتبط اند و با مقدار تولید ارتباطی ندارند و با کم یا زیاد شدن حجم تولید ، مبلغ هزینه های ثابت تغییر نمی کند . حسن این روش این است که این نوع بهایابی برای گزارشگری درون سازمانی مورد استفاده قرارمی گیرد و عیب آن عدم تطابق با اصول حسابداری است زیرا منجر به محاسبه بهای تمام شده براساس بخشی ازهزینه های تولید می شود .

۴-۸-۲-۲- انواع بهایابی براساس حجم پردازش اطلاعات
دراین نوع بهایابی به چگونگی وکمیت ثبت های حسابداری توجه می شود به عبارت دیگر آیا لازم است تمام مراحل عینی تکاملی مواد خام ( درچرخه تولید) در سامانه حسابداری ثبت گردد یا خیر؟ این طبقه بندی به دو گروه تقسیم می شود :

۱-۴-۸-۲-۲- بهایابی ردیابی متوالی
طبق این نوع بهایابی ، تمام مراحل تکاملی عینی مواد خام از بدو پذیرش تا مرحله فروش به ترتیب در چهار حساب کنترل ، مواد خام ، کالای در جریان ساخت ، کالای ساخته شده و بهای تمام شده کالای فروش رفته ثبت می شود. در این نوع بهایابی که با اصول حسابداری هم مطابقت دارد پردازش اطلاعات همراه با تکامل تدریجی مواد ، انجام شده و درهرمرحله با مراجعه به سامانه حسابداری می توان تشخیص داد مواد درچه مرحله فیزیکی به سر می برد .

۲-۴-۸-۲-۲- بهایابی گسسته
در این نوع بهایابی هنگامی که تولید کننده در فضای تولید به هنگام باشد می توان به ثبت برخی از مراحل عینی تکامل مواد خام اکتفا کرد .
این نوع بهایابی به سه حالت تفکیک می شود :
حالت اول : در این حالت از سه حساب کنترل مواد خام ، کالای ساخته شده و بهای تمام شده کالای فروش رفته استفاده می شود .
حالت دوم : در این حالت از دو حساب کنترل مواد خام و بهای تمام شده کالای فروش رفته استفاده می شود .
حالت سوم : در این حالت از دو حساب کالای ساخته شده و بهای تمام شده کالای فروش رفته استفاده می شود .
همان طور که ملاحظه می شود در هر سه حالت این نوع از بهایابی حساب کالای در جریان ساخت ثبت نمی شود . که این موضوع با اصول حسابداری تطابق ندارد . یعنی کالای درجریان ساخت اگر چه یک دارایی است اما درحسابها منعکس نمی شود .اما طرفداران بهایابی گسسته به مفهوم اهمیت استناد کرده و عنوان می کنند که می توان به اطلاعات غیر مالی بسنده کرد .

۵-۸-۲-۲- انواع بهایابی براساس روش محاسبه بهای تمام شده
در این نوع طبقه بندی شکل و نحوه تخصیص هزینه های تولید به بهای تمام شده محصولات مورد توجه می باشد . و به گروه های زیر تقسیم می شود :

۱-۵-۸-۲-۲- بهایابی سفارش کار
این نوع بهایابی فقط درمؤسساتی کاربرد دارد که با دریافت سفارش اقدام به ساخت محصول و یا انجام خدمت می نماید . بهای تمام شده هر سفارش دریافتی به طور جداگانه محاسبه می شود و برای هر سفارش دریافتی ، کارت هزینه سفارش مجزایی درنظر گرفته می شود و تمام هزینه های مرتبط با تولید این سفارش ازآغازتا پایان ، شناسایی و درکارت هزینه سفارش مخصوص به خود ثبت می شود .

۲-۵-۸-۲-۲- بهایابی مرحله ای
این نوع بهایابی برای مؤسساتی کاربرد دارد که اقدام به تولید انبوه محصولات می نمایند . در این نوع بهایابی ، بهای تمام شده هرمرحله ساخت به طور جداگانه محاسبه شده و درانتها بهای تمام شده نهایی محصولات تولید شده محاسبه می شود .

۳-۵-۸-۲-۲- بهایابی محصولات متعدد
این نوع بهایابی خاص مؤسساتی است که از یک ماده خام ، مشتقات متعددی به دست آورده و محصولات مختلفی تولید می کنند . در این نوع بهایابی ، هزینه های تولید تا قبل از نقطه تفکیک که هزینه های مشترک نامیده می شوند به شکل مناسبی بین محصولات مختلف تقسیم می شود و بهای تمام شده آنها پس ازتفکیک هزینه های مشترک به طور معمول محاسبه می شود .
۴-۵-۸-۲-۲- بهایابی برمبنای فعالیت
این بهایابی به استفاده از نرخ های جذب سربار متعدد و بر حسب فعالیت های مختلف تولید و نه حجم تولید اتکا می کند . در این نوع بهایابی ، بهای تمام شده محصول عبارت ازهزینه مواد مستقیم ، هزینه دستمزد مستقیم و سربار جذب شده متناسب با فعالیت های مختلفی است که درساخت محصول ازآنها استفاده شده است .

۵-۵-۸-۲-۲- بهایابی هدف
در این بهایابی ، ابتدا قیمت فروش محصولات برآورد می شود سپس سود مورد نظر شرکت از قیمت فروش کسر می گردد تا بهای تمام شده مورد نظر به دست آید و به دنبال آن بهای تمام شده مطلوب شرکت به دایره تولید اعلام می شود تا طراحی های لازم برای تولید محصول صورت گیرد . ( واعظ ، ۱۳۸۵ ، ص۱۱-۹ )
نگاره ۱-۲- مدل جامع انواع بهایابی

طبقه بندی
انواع بهایابی

– با توجه به نحوه تخصیص
هزینه های سرباربه بهای تمام شده ۱- بهایابی تحققی ( تاریخی )
۲- بهایابی نرمال
– با توجه به انتظارات مدیریت از عملکرد کارکنان ۱- بهایابی واقعی
۲- بهایابی استاندارد
– با توجه به شمول هزینه های تولید در محاسبه بهای تمام شده ۱- بهایابی جذبی ( کامل )
۲- بهایابی متغییر
– با توجه به حجم پردازش اطلاعات حسابداری ۱- بهایابی ردیابی متوالی
۲- بهایابی گسسته
– با توجه به روش محاسبه بهای تمام شده ۱- بهایابی سفارش کار
بهایای مرحله ای -۲
۳- بهایابی محصولات متعدد
۴- بهایابی برمبنای فعالیت
۵- بهایابی هدف
(همان منبع، ص ۱۱)
۹-۲-۲- نرخ جذب سربار ( سربار از پیش تعیین شده )
تخصیص هزینه های واقعی سرباربه کلیه محصولات که در طول یک دوره ساخته می شود با استفاده از برخی مبانی امکان پذیر است . این شیوه ممکن است تا زمانی که حجم محصولات تکمیل شده طی هرماه با یکدیگر مساوی بوده و هزینه ها نیز تحت کنترل باشد دقیق باشد ، ولی در صورت تغییر در حجم تولید ، محصولات تولید شده طی ماه های مختلف سهم متفاوتی ازهزینه های سرباررا دریافت خواهند کرد که در نتیجه بهای تمام شده کالای ساخته شده در یک ماه با بهای تمام شده همان کالا در ماه دیگر متفاوت خواهد بود . (عالی ور ، ۱۳۸۲ ، ص ۲۸۰ )

۱۰-۲-۲- مبانی مورد استفاده در سامانه سنتی بهایابی بر مبنای حجم
معمولاً مبانی انتخابی باید در ارتباط نزدیک با فعالیت هایی باشد که باعث هزینه های سربار گردیده است . نرخ های جذب سربار به صورت درصد یا به صورت نرخ برای هر ساعت کار ، کیلو ، محصول وغیره بیان می شود .

۱-۱۰-۲-۲- مقدار محصول تولید شده به عنوان مبنا
جذب هزینه های سربار برمبنای مقدارمحصول تولید شده درشرایطی مطلوب است که شرکت تنها یک نوع محصول تولید نماید . این مقیاس آسان ترین و مستقیم ترین مبنا برای جذب هزینه های سربار است.

۲-۱۰-۲-۲- هزینه مواد مستقیم به عنوان مبنا
از این مبنا به ندرت استفاده می شود زیرا دراغلب موارد بین هزینه های سربار و مواد مصرفی مورد استفاده محصولات رابطه منطقی وجود ندارد . مواد اولیه به کاررفته درساخت یک محصول ممکن است گران قیمت بوده درحالیکه مواد اولیه محصول دیگراز نوع ارزان تر باشد و هردو محصول ممکن است فرآیند تولید یکسان داشته باشند و ازهزینه های سربار به یک میزان برخوردار شوند .

۳-۱۰-۲-۲- هزینه دستمزد مستقیم به عنوان مبنا
جذب هزینه های سربار برمبنای دستمزد مستقیم عامل زمان را در برمی گیرد . زیرا دستمزد مستقیم از ضرب ساعات کارکرد در نرخ دستمزد یک ساعت کار محاسبه می شود . بدین ترتیب هر چه ساعات کار بیشتر باشد هزینه دستمزد بیشتر شده و درنتیجه سربار قابل جذب نیز افزایش می یابد .
از به کارگیری این روش تحت هر یک از شرایط و وضعیت های زیر خودداری شود :
* هزینه استهلاک ماشین آلات وتجهیزات گرانبها که هیچ ارتباطی با هزینه دستمزد مستقیم ندارد بخش مهمی ازهزینه های سربار را تشکیل دهد .
* نرخ های دستمزد کارکنان تولید به دلیل دستمزد های مربوط به کارگران ماهر و غیرماهر بسیار متفاوت باشد .

۴-۱۰-۲-۲- ساعات کار مستقیم به عنوان مبنا
به کارگیری این روش مستلزم گردآوری ساعات کارمستقیم یک سفارش یا محصول است. تا زمانی که نیروی کارعامل اصلی تولید و ساخت باشد ، روش ساعات کار مستقیم می تواند به عنوان روش جذب سربار بهتری تلقی شود .

۵-۱۰-۲-۲- ساعات کار ماشین به عنوان مبنا
برای تخصیص هزینه های سربار به سفارشات یا محصولات لازم است اطلاعات مورد نیاز توسط سرپرستان کارگاه ها ، سرکارگران یا متصدیان ثبت ساعات کار ماشین ، جمع آوری شود . (عالی ور ، ۱۳۸۲ ، ص ۲۸۸-۲۸۳ )

۱۱-۲-۲- انواع هزینه ، ساختار و مراکز هزینه در سامانه های سنتی
به طور کلی در سامانه های سنتی ، هزینه های سازمان را میتوان به هزینه های دوره ای و هزینه های تولیدی تفکیک نمود .

نمودار۱-۲ ساختار هزینه های سازمان

( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص ۳۷ )

۱۲-۲-۲- سامانه سنتی بهایابی بر مبنای حجم و معایب آن در عمل
در سامانه سنتی بهایابی برمبنای حجم ، بهای تمام شده هرمحصول عبارت است از مجموع هزینه های مواد مستقیم ، کار مستقیم و سربار ساخت تخصیص یافته . هزینه سربار ساخت نیز با استفاده از نرخ سربار از پیش تعیین شده و یکی ازمبانی تسهیم سربار محاسبه و تخصیص می یابد . در آن دسته از واحد های انتفاعی که قیمت محصولات خود را براساس افزودن درصدی به جمع بهای تمام شده تعیین می کنند ، پیروی از سامانه سنتی بهایابی می تواند موجب بروز مشکلاتی از لحاظ توان جذب مشتریان و رقابت دربازارهای عمده بشود . زیرا بهای تمام شده ای که در این سامانه محاسبه می شود لزوماً معرف هزینه منابعی که در فعالیت های مربوط به تولید محصول مورد نظر مصرف شده است ، نیست . (شباهنگ ،۱۳۸۶ ، ص ۲۰-۱۹)
سامانه های بهایابی سنتی همواره در تلاش بوده اند تا مشکلات محاسباتی بهایابی را برطرف کنند و بیش از آن که به فکر کنترل هزینه ها باشند ، محاسبه هزینه ها را مد نظر قرار می دهند. و غالباً به ارائه گزارشها به صورت دوره ای اکتفا می کنند . بنابراین ، در عمل تاًثیرهای اندکی را بر روند بهبود عملیات و فعالیت ها اعمال می نمایند .غالباً بهایابی براساس این گونه سامانه ها به دلیل عدم استفاده ازمکانیزمی صحیح و منطبق با واقعیت امری بسیار دشوار و غیرواقعی است . آنچه به غیر واقعی بودن این محاسبات دامن میزند ، عدم سرشکن کردن و تخصیص هزینه ها برمبناهای صحیح محصولات و خدمات (موضوعات هزینه ) می باشد. در این سامانه ها ، معمولاً ازمبناهای مشترک برای تخصیص هزینه های گوناگون استفاده می شود که این امر قابلیت ردیابی و کنترل هزینه ها را عملاً از بین می برد . بنابراین ، نرخ جذب هزینه ها به صورت نادقیق و غیرواقعی محاسبه می گردد . در سامانه های سنتی ، کارشناسان و متخصصان ملاحظه می کنند که اگر چه هزینه های مراکز گوناگون در حال کاهش و یا افزایش هستند ولی دلایل این تغییرات کاملا ًنامعلوم و نامفهوم است . در نتیجه ردیابی وکنترل هزینه ها در این سامانه ها دشوار و یا غالباً غیرممکن است.( نمازی ، ۱۳۸۸، ص ۳۵)
از سوی دیگر در سامانه های سنتی ، تفکیک مراکز هزینه با دقت مناسب نیزصورت نمی پذیرد .دلیل این امر عدم وجود رویکردی برای طراحی یک سامانه کنترل وبهبود فعالیت ها و مراکز هزینه است ، چون در این گونه سامانه ها توجه اصلی به گزارش دهی است تا کنترل و مدیریت هزینه . در نتیجه به صورت بنیادی و ساختاری مراکز هزینه تفکیک و تعیین نمی گردد . افزون براین ، درسامانه های سنتی به دلیل عدم توانایی برای سرشکن نمودن هزینه ها به صورت واقعی ، اغلب تنها هزینه های مستقیم مبنای محاسبات بهای تمام شده قرارمی گیرد . این امر نیز خود امکان تجزیه تحلیل در رابطه با روند بهبود کار وعملیات را ازبین می برد . این گونه سامانه ها اطلاعات واقی هزینه فرآیند ها را ارائه نمی دهند ، بلکه فقط هزینه هایی که به راحتی قابل شناسایی هستند را درمحاسبات لحاظ می نمایند . سامانه های سنتی غالباً برای جریان های تولیدی ساده و استاندارد به کار گرفته می شوند و در شرایط پیچیده و غیراستاندارد به هیچ عنوان کارا نمی باشند . در این سامانه ها تاًثیرات حجم تولید و پیچیدگی محصول در بهایابی مشاهده نمی گردد و ممکن است محصولات با حجم و پیچیدگی بالا و محصولات با حجم و پیچیدگی پایین ، هر دو از یک نرخ جذب سربار برای تولید هر واحد محصول برخوردار باشند . (همان منبع ، ص۳۵)

۱۳-۲-۲- سامانه بهایابی برمبنای فعالیت
واژه و مفهوم فعالیت که مبنای شکل گیری و توسعه روشهای مبتنی بر فعالیت قرا گرفته است به شرح زیر می باشد :
بلوچر و همکاران فعالیت را یک حرکت خاص ، اقدام و انجام کاری در سازمان تعریف نموده اند ، که می تواند تنها یک اقدام یا ترکیبی از چند اقدام باشد .
هیلتون و همکاران فعالیت را واحدهای مجزا از کار برای سازمانی معرفی کرده اند که می تواند به عنوان ورودی ( منابع مصرف شده ) و خروجی تعریف شود . بنابراین فعالیت ها مصرف کننده منابع هستند که ارتباط نزدیکی با هزینه دارند ، زیرا هزینه ها نیز به عنوان خروجی منابع ( کاهش دارایی ها یا افزایش بدهی ها ) و کاهش سود تعریف شده اند . ( رهنمای رودپشتی ، ۱۳۸۸ ، ص ۵۴)
یکی از ویژگی های مهم محیط های کسب و کار دراقتصاد های نوین امروزی افزایش رقابت در سطوح ملی و بین المللی است . بعضی از عواملی که واحد های اقتصادی را تحت تاًثیر قرارداده اند به شرح زیر طبقه بندی می شوند :
نرخ بالای نو آوری های فنی و تکنولوژی در سطوح ملی و بین المللی
کوتاه شدن دوره عمر محصولات و کوتاه تر شدن دوره های معرفی محصولات جدید
پیچیدگی ، تنوع و هزینه فن آوری های جدید
تولید دردسته های کوچک و تولید تک دانه ای
افزایش تقاضا برای متخصصین فنی درهمه سطوح عملیات
در واکنش به این روند ها و عوامل نوین ، واحد های کسب و کار موفق به طرف کاهش هزینه ها ، افزایش کیفیت محصولات و خدمات ، کاهش زمان تولید و ارائه خدمات و یا به طور کلی کارایی و اثربخشی واحد اقتصادی حرکت کرده اند . برای رسیدن به این هدف در چند دهه گذشته روشهای مختلفی شکل گرفته است و هر کدام از این روشها تاًثیر شگرفی بر واحدهای کسب و کار داشته است. (نجفی ، ۱۳۸۴ ، ص ۸ )
سامانه بهایابی بر مبنای فعالیت یکی از سازو کارهای نوین بهایابی محصولات و خدمات است که نیازهایی از جمله محاسبه درست بهای تمام شده محصول ، بهبود فرآیند تولید ، حذف فعالیت های بدون ارزش ، شناخت محرک های هزینه ، برنامه ریزی عملیات و تعیین راهبرد های بازرگانی را برای واحد اقتصادی برآورده می سازد . این سازو کار به جای پرداختن به نشانه و معلول ، علت ایجاد هزینه و تولید را کالبد شکافی می کند و اگر فعالیتی دارای فلسفه توجیهی یا متقاضی ویا حتی ارزش افزوده نباشد ، تعدیل یا بهبود آن را فراهم می کند . ( پورموسی ، ۱۳۸۸ ، ص ۷۵ )
این سامانه با تجزیه فرآیند های گوناگون به فعالیت های مرتبط به هم و تعیین شاخص ها و معیارهای ارتباط هزینه ها به فعالیت های هر فرآیند ، عمل بهایابی و کنترل هزینه را دنبال می نماید و به بهبود عملکرد فعالیت ها برای کاهش هزینه ها می پردازد . قبل ازاین که ABC برگزارش دهی متمرکز باشد ، کنترل و ردیابی هزینه ها را مورد توجه قرارمی دهد و با در نظر گرفتن این موضوع ، محاسبات خود را به پایان می رساند .
هنر سامانه بهایابی برمبنای فعالیت ، ردیابی و کنترل هزینه فعالیت های مرتبط با مراکز هزینه سازمان و تحلیل بهبود می باشد . برای دستیابی به این امر، فعالیت های مربوط به هر یک ازهزینه های سازمان شناسایی و با درنظر گرفتن مبناهای مناسب ، هزینه فعالیت ها دردوره های مشخص ، تعیین میگردد و به این صورت عملکرد فعالیت ها در جذب هزینه ها کنترل میشود . دراین سامانه ، سرشکن کردن هزینه ها نیز بر اساس درصد سهم دهی مبتنی برعملکرد فعالیت ها به مراکز گوناگون صورت می پذیرد. ( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص۳۶ )

در ادامه چند تعریف از بهایابی بر مبنای فعالیت ارائه شده است :
کوپر و همکاران ، ۲۰۰۰

بهایابی بر مبنای فعالیت ، روش حسابداری صنعتی برای تخصیص هزینه منابع به موضوعات هزینه برمبنای فعالیت هاست . این رویکرد ارتباط علّی بین محرک های هزینه ، منابع و فعالیت ها را شناسایی می کند .

سچوراما ،۲۰۰۲
بهایابی برمبنای فعالیت روشی است که هزینه محصول یا خدمت را برمبنای فعالیت های انجام گرفته برای تولید آن محصول یا ارائه آن خدمت اندازه گیری می کند .
آلکیل و دیگران ، ۲۰۰۴

بهایابی بر مبنای فعالیت ، مدلی اقتصادی است که مخازن هزینه را به محرک های هزینه یا مراکز فعالیت در سازمان شناسایی کرده و سپس هزینه ها را به محرک های هزینه برمبنای تعداد فعالیت های انجام شده نسبت می دهد .
هایفنگ ، ۲۰۰۶
بهایابی بر مبنای فعالیت ، سامانه حسابداری است که هزینه ها را بجای محصولات یا خدمات به فعالیت ها نسبت می دهد .
( ایدی ، ۱۳۸۶ ، ص۷۲ )
می هر ودیکین
بهایابی برمبنای فعالیت ، یک روش بهایابی است که بهای تمام شده محصولات را از جمع هزینه های فعالیت هایی که منجربه ساخت محصول می شود ، به دست می آورد .
هیلتون ، ۲۰۰۵
بهایابی بر مبنای فعالیت ، روشی است که درآن هزینه ها برمبنای نسبت سهم فعالیت های صرف شده به وسیله هر محصول ، از یک مخزن هزینه به محصولات مختلف تخصیص داده می شود .
( پور موسی ، ۱۳۸۸ ، ص ۷۵ )
رهنمای رود پشتی ،۱۳۸۶
بهایابی برمبنای فعالیت یکی ازروش های نوین بهایابی است که با ارائه اطلاعات بهای تمام شده دقیق ( به واسطه بهایابی دقیق دراین روش ) و شناسایی فعالیت های دارای ارزش از فعالیت های فاقد ارزش در فرآیند مدیریت هزینه ازکاربرد بالایی برخوردار است .
( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص ۳۶ )
عزیزی ، احمد و مدرس ، احمد
بهایابی بر مبنای فعالیت ، روش حسابداری صنعتی برای تخصیص هزینه منابع به موضوعات هزینه بر مبنای فعالیت ها است ، این رویکرد ارتباط علّی بین محرک های هزینه، منابع و فعالیت ها را شناسایی می کند .
( عزیزی ،۱۳۸۷ ، ص ۲۴۷ )
این سامانه جانشین بهایابی سفارش کار یا مرحله ای نیست ، بلکه می تواند همراه با آنها به کار گرفته شود تا اطلاعات دقیق تری را درخصوص هزینه ها و در نهایت تصمیم گیری های اقتصادی مدیریت فراهم سازد . یکی از ویژگی های مهم ABC که آن را از سامانه های سنتی متمایز می سازد ، این است که به پدیده های نوین تولید واثرات تکنولوژی حاکم بر صنایع امروز توجه می کند و درحد امکان این اثرات را به طور کمّی جذب محصولات یا خدمات می کند . بر خلاف سامانه های سنتی این روش در جریان های تولیدی پیچیده و غیرمعمول هم کاربرد دارد . ( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص۴ )
در این گونه موارد ، ABC دو نوع هزینه متغیر جدید را درساختار جمع هزینه های هر واحد محصول منظور می کند :

۱) هزینه های مربوط به پیچیدگی محصولات
۲) هزینه های مربوط به تنوع آنها

هدف ، اصلاح دقت هزینه های تولید هر واحد محصول است که می تواند به تعیین صحیح مبلغ فروش محصول ، تصمیم گیری در خصوص ترکیب مطلوب تولید و سودآوری کمک نماید . بنابراین در سامانه ABC جمعاً سه جزء هزینه های متغیر تولیدی می تواند وجود داشته باشد :
هزینه هایی که تابع سطح فعالیت شرکت هستند .
هزینه هایی که با پیچیدگی محصولات نوسان پیدا می کنند

.
هزینه هایی که با تنوع محصولات تغییر پیدا می کنند . ( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص۵ )
در بهایابی برمبنای فعالیت این باور وجود دارد که این فعالیت ها هستند که منابع را میخورند نه محصولات ؛ وسپس محصولات فعالیت ها را مصرف می کنند . بنابراین برمبنای این رویکرد، برای بهایابی صحیح و دقیق محصولات، باید فعالیت ها را به عنوان موضوعات هزینه ، شناسایی و بهایابی کرد و سپس هزینه های منتسب شده به فعالیت ها را براساس محرک های مناسب هزینه ، به محصولات منتسب کرد . دراین رویکرد ، بعد از شناسایی و احصای فعالیت ها ، که دشوارترین مرحله پیاده سازی سامانه است و اندازه گیری هزینه آنها می توان مشخص کرد که کدامیک از فعالیت ها دارای ارزش افزوده و کدامیک فاقد ارزش افزوده است . ( عالی ور ، ۱۳۸۶ ، ص۲۳ )

روش بهایابی برمبنای فعالیت ، ضمن آن که انتظارات پیشین ازسامانه بهایابی را پوشش می هد ، اطلاعات لازم را برای دیدگاه های جدید مدیریت در زمینه بهبود رفتارهای سازمانی و تداخل این رفتارها را با هم در فرآیندها فراهم می آورد ؛ که هم هزینه ها کاهش پیدا می کند و هم این که نگاه به بیرون دارد که از منابع و امکانات بیرون از سازمان چگونه استفاده بشود. (سنگتراش ، ۱۳۸۶ ، ص۲۹ )

 

۱۴-۲-۲- دلایل عمده ایجاد سامانه بهایابی برمبنای فعالیت
ناتوانی سامانه های بهایابی سنتی برای فراهم کردن اطلاعات غیر مالی
دقیق نبودن سامانه های بهایابی سنتی
استفاده از سامانه های بهایابی برای فعالیت های بهبود در سازمان
افزایش میزان هزینه سربار در مقایسه با سایر هزینه های تولید ( مدرس ، ۱۳۸۶ ، ص۴ )

۱۵-۲-۲- دلایل اجرای سامانه بهایابی برمبنای فعالیت
بهبود در بهایابی با حذف محصولات هزینه زیر وهزینه رو
بهبود معرفی فعالیت های دارای ارزش افزوده و بدون ارزش افزوده
محصولات هزینه زیر :
محصولاتی هستند که میزان بیشتری از منابع را مصرف می کنند در حالی که هزینه کل آن کم گزارش می شود .
محصولات هزینه رو :
محصولاتی هستند که میزان کمتری از منابع را مصرف می کنند در حالی که هزینه کل آن بیشتر گزارش می شود . ( رهنمای رودپشتی ، فریدون ، ۱۳۸۸ ، ص ۷۶)

۱۶-۲-۲- سرشکن کردن هزینه ها در دو ساختار متفاوت سنتی و ABC
نمودار۲-۲ ساختار یک سامانه ABC از دیدگاه تسهیم هزینه ها از نظر کوپر رابین ۱۳۸۱

( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص۴۰)

نمودار۳-۲ ساختار یک سامانه بهایابی سنتی از دیدگاه تسهیم هزینه

( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص۴۰)

۱۷-۲-۲- مقایسه روش ABC با روشهای بهایابی سنتی
تفاوت های عمده روشABC با سایر روشهای بهایابی سنتی در نگاره ۲-۲ نشان داده شده است .

نگاره ۲-۲ مقایسه روش ABC با روش های بهایابی سنتی
روشهای سنتی روش ABC

۱- هدف اصلی آنها ارائه اطلاعاتی در زمینه سود آوری است. هدف اصلی آن ارائه اطلاعاتی در زمینه های سودآوری، رضایت مشتریان در سطح بین المللی است .
۲- برای جریانهای تولیدی ساده ، استاندارد و معمولی بکار گرفته می شوند. برای جریانهای تولیدی ساده ، پیچیده و غیره استاندارد کاربرد دارد .

۳- بهای تمام شده محصول را با استفاده از مواد اولیه مستقیم ، کار مستقیم و سربار کارخانه محاسبه می کنند و رسماً اثرات تکنولوژی پیشرفته را منظور نمی کنند. بهای تمام شده را با استفاده از مواد اولیه مستقیم و سربار کارخانه ، یا هزینه های تبدیل ، محاسبه می کنند و هزینه های مربوط به تکنولوژی ، کنترل کیفیت و رقابت در سطح جهانی را در نظر می گیرد.

۴- بهای تمام شده را برای یک دایره ، محصول یا خدمت بدون توجه مستقیم به فعالیتهای لازم جهت تولید و توزیع محاسبه می کنند . برای محاسبه بهای تمام شده ، رابطه علیت بین فعالیت های لازم جهت تولید و توزیع محصول یا خدمت و ارزش اقتصادی منابع بکار گرفته شده را بطور مستقیم و با منابع کمی ایجاد می کند .

۵- دارای یک یا چند مرکز هزینه برای تخصیص هزینه ها در سطح شرکت یا دایره می باشند . از مراکز هزینه ای متعدد که با توجه به میزان فعالیتها تعیین می گردند ، استفاده می کند .
۶- از یک مبنا ( معمولاً هزینه کار مستقیم یا ساعات کار ماشین آلات ) یا حداکثر چند مبنا جهت تقسیم هزینه های سربار کارخانه استفاده می کنند . از مبناهای مناسبی برای هر مرکز فعالیت هزینه استفاده می کند و دارای مبناهای چند گانه است .

 

۷- از مبنا(ها)ی تقسیم سربار استفاده میکند که الزاماً براساس روابط علت و معلول تمام اقلام سربار سازمان نیستند . برای هر فعالیت ، صرفاً براساس روابط علت و معلول ، مبنای مقتضی تسهیم سربار کارخانه را تعیین و مورد استفاده قرار می گیرد.
۸- اکثراً از مبناهای مالی جهت تقسیم هزینه های سربار استفاده می کنند .
از مبناهای مالی و غیر مالی جهت تقسیم هزینه های سربار بهره می گیرد .
۹- هزینه ها را به دو گروه ” هزینه های محصول ” و ” هزینه های دوره ای” تقسیم می کنند . همچنین هزینه های ثابت را از هزینه های متغیر متمایز می سازند . کلیه هزینه ها را ” هزینه های محصول ” تلقی می کند و با توجه به دید بلند مدت ، کلیه هزینه ها را ” متغیر ” در نظر می گیرد.
۱۰- می توانند برای تصمیم گیری مدیران گمراه کننده باشند . اتخاذ تصمیم گیری های صحیح و مناسب را با استفاده از اطلاعات سیستم حسابداری مدیریت ممکن می سازد .
۱۱- جهت برنامه ریزی و کنترل مدیران چندان مناسب و دقیق نیست . برای برنامه ریزی و کنترل بسیار مناسب است و اطلاعات دقیق را در این زمینه فراهم می سازد.

( نمازی ، ۱۳۸۸ ، ص ۹ )

۱۸-۲-۲- اصول طراحی سامانه ABC در سازمان
قبل از طراحی این سامانه باید موارد زیر مورد توجه قرار گیرد :
۱- شناسایی مراکز هزینه بر اساس نیازمندی های سامانه ABC
مراکزهزینه باید از سه ویژگی عمده برخوردار باشند . اولین ویژگی ، مشخص بودن میزان مصرف واقعی مواد و قطعات درهریک ازمراکزهزینه است . این مورد درمراکزهزینه تولیدی بیشتر قابل توجه است . دومین ویژگی ، این است که پرسنل هرمرکز کاملاً مشخص باشد و هیچ دو مرکزی از پرسنل مشترک برخوردار نباشد . در واقع افراد باید منحصراً مشغول به فعالیت درمراکز مشخص باشند . ویژگی نهایی ، امکان تفکیک هزینه ها به فعالیت ها و ردیابی هزینه ها از طریق فعالیت ها وجود داشته باشد .
۲- شناسایی و تحلیل روند تولید وعملیات و یا درسامانه های خدماتی ، روند سرویسدهی و خدمت رسانی برای طراحی سامانه ABC مراحل زیر دنبال می گردد .

۱-۱۸-۲-۲- تعریف فعالیت ها و هزینه های آنها
دراین مرحله ، فعالیت های مربوط به هریک ازمراکزهزینه ، مرتبط با سامانه ABC ( متناسب با نیازمندی های سامانه) استخراج می گردد . درتعیین فعالیت ها موارد زیرمورد توجه قرارمی گیرد :
الف – فعالیت ها باید به صورت منطقی و مستقیم مرتبط با موضوع های هزینه (محصولات یا خدمات) باشد .

  راهنمای خرید:
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.